خانه » سرگرمی » داستان » حکایتهای جالب واموزنده
 

 

حکایتهای جالب واموزنده

حکایتهای جالب واموزنده

گویند ابوحامد محمد غزالى آن چه را فرا مى گرفت در دفترها مى نوشت. وقتى (زمانی) با کاروانى در سفر بود و نوشته ها را یک جا بسته با خود برداشت … در راه گرفتار راهزنان شدند.

۳۰۰۸۳۸

 

غزالى رو به آنان کرد و به التماس گفت:این بسته را از من نگیرید، دیگر هر چه دارم از آن شما.دزدان را طمع زیادت شد، آن را گشودند و جز دفترهاى نوشته چیزى نیافتند.دزدى پرسید که این ها چیست؟ چون غزالى وى را به آن ها آگاهى داد، دزد راهزن گفت: علمى را که دزد ببرد، به چه کار آید! این سخن دزد، در غزالى اثرى عمیق گذاشت و گفت: پندى به از این از کسى نشنیدم و دیگر در پى آن شد که علم را در دفتر جان بنگارد.

 

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

ثبت سفارش از طریق تلگرام و پرداخت در محل

ثبت سفارش از طریق تلگرام و پرداخت در محل

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>