خانه » اس ام اس » پست های خنده دار و باحال تلگرامی ۲۰۱۶
 modiseh 

پست های خنده دار و باحال تلگرامی ۲۰۱۶

پست های خنده دار و باحال تلگرامی ۲۰۱۶

اس ام اس های خنده دار و باحال

اس ام اس های خنده دار و باحال

وحشی یواش همسایه ها خوابن!!!

.
.
.
مادر “وحشی بافقی ” وقتی وحشی تو خونه توپ بازی میکرد

ﭼﻪ ﺗﻮ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻤﺐ ﺑﺬﺍﺭﻥ
ﭼﻪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﯾﺴﮑﻮ ﺩﺭ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ؛
.
.
.
ﺩﺭ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﻧﺪ!
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﮕﻦ “ﻣﻠﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ…

علم ریاضی تو خونه ی ما زیاد پیشرفت نکرده،هنوز به ۵۰۰ تومن

میگن:پــــــــــــــــــــــــونصدتومن؟؟!!!

آقااااا
رفتم مراسم ختم همسر رفیقم …
یارو اومده این رفیق ما رو دلداری بده ، میگه :
.
.
.
خدا بیامرزدش ، فـقط زن تو نبود …
زن همـمون بود !!!

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

جهانی را تصور کن بدون ِ اینترنت …
.
.

.

.

.
نه غلط کردم بیخیال! تصورشم سخته :))) وااااالا

ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﭘﻨﻬﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ…..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺻﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﭘﻨﻬﻮﻧﻪ !!!!…
ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﻵﻥ ﮐﻞ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻦ

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

ﺣﺎﻻ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ﺑﺎﺯﯾﻬﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ
ﺯﻭﻭﻭﻭﻭ : ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻧﻔﺲ ﮔﯿﺮ
ﺍﻻﮐﻠﻨﮓ : ﺩﯾﺪﻥ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺩﻧﯿﺎ
ﺳﺮﺳﺮﻩ : ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺭﺍﺣﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻥ
ﮔﻞ ﯾﺎ ﭘﻮﭺ : ﺩﻗﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ !
ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺎﺯﯼ : ! ﺗﻮ ﺣﮑﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﻮﻧﺪﻡ

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

۲تا نصیحت …!
۱٫آشغال هم که باشید قابلیتِ بازیافت دارید ، امیدتونو از دست ندید خلاصه !
۲٫باور کنید استفاده از کلمات رکیک شما را به انسانی کول و باحال تبدیل نمیکند

ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود.

همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر.

ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟

آن مرد گفت : نه …

ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!

یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند.

موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند.

می گه: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

وظیفه و تکلیف

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: “جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟”
ملانصرالدین جواب داد: “اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند.

من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم.”

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

ملانصرالدین به یکی از دوستانش گفت: خبر داری فلانی مرده؟

دوستش گفت: “نه! علت مرگش چه بود؟”

ملا گفت: “علت زنده بودن آن بیچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!”

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

روزی یکی از همسایه‌ها خواست خر ملانصرالدین را امانت بگیرد.

به همین خاطر به در خانه ملا رفت.

ملانصرالدین گفت: “خیلی معذرت می‌خواهم خر ما در خانه نیست”.

از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن.

همسایه گفت: “شما که فرمودید خرتان خانه نیست؛

اما صدای عرعرش دارد گوش فلک را کر می‌کند.”

ملا عصبانی شد و گفت: “عجب آدم کج خیال و دیرباوری هستی.

حرف من ریش سفید را قبول نداری ولی عرعر خر را قبول داری.”

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

روزی ملانصرالدین به دنبال جنازه‌ی یکی از ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌کرد. یکی به او دلداری داد و گفت: “این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟”

ملا جواب داد: “هیچ! علت گریه‌ی من هم همین است.”

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

روزی ملانصرالدین ادعای کرامت کرد.

گفتند “دلیلت چیست؟”

گفت: “می‌توانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه می‌گذرد؟”

گفتند: “اگر راست می‌گویی بگو.”

گفت: “همه‌ی شما در این فکر هستید که آیا من می‌توانم ادعایم را ثابت کنم یا نه!”

روزی ملانصرالدین به عده‌ای رسید که مشغول غذا خوردن بودند. رفت جلو و گفت “السلام یا طایفه‌ی بخیلان!”

یکی از آن‌ها گفت: “این چه نسبتی است که به ما می‌دهی؟ خدا گواه است که هیچ‌ یک از ما بخیل نیست.”

ملانصرالدین گفت: “اگر خداوند این طور گواهی می‌دهد، از حرفی که زدم توبه می‌کنم، و نشست سر سفره‌ی آن‌ها و شروع کرد به غذا خوردن.”

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

روزی ملانصرالدین بالای منبر رفت و یک آیه خواند : ” و ما نوح را فرستادیم… ” بعد هرچه کرد ادامه آیه را یادش نیامد تا اینکه یکی از حضار گفت : ملا معطلمون نکن.اگه نوح نمی یاد یکی دیگه رو بفرست!!!

اس ام اس خنده دار , جوک های خنده دار

الاغ ملانصرالدین روزی به چراگاه حاکم رفت. حاکم از ملا نزد قاضی شکایت کرد. قاضی ملا را احضار کرد و گفت : ملا ماجرا را توضیح بده. ملا هم گفت : جناب قاضی. فرض کنید شما خر من هستید. من شما را زین می کنم و افسار به شما می بندم و شما حرکت می کنید. بین راه سگها به طرفتان پارس می کنند و شما رَم می کنید و به طرف چراگاه حاکم می روید. حالا انصاف بدید من مقصرم یا شما؟!!!

خویشاوندی

یک روز ملانصرالدین خرش را به سختی می زد و رهگذری از آنجا می گذشت و پرسید که چرا می زنی گفت ببخشید اگر می دانستم که با شما نسبی دارد این کارو نمیکردم!

یه روز ملانصرالدین و دوستش دوتا خر میخرن.

دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟

ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو.!

فرداش میبینن خر ملا گوش اون یکی خره رو از سر حسادت خورده!!!

دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم!!!

فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه…

دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم!

فرداش بازم قضیه دیروزی میشه..

دوست ملا با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم ملانصرالدین هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من

ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود

وضعیت ب حدی خرابه
.
.
.

ک وقتی خانواده باهام حرف میزنن

حسش نیست جواب بدم

دنبال استیکر میگردم

خدا پدر فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه رو بیامرزه که نصف ایرانو دادن رفت

وگرنه الان استرس اینو داشتم که

خدمت ارتش هند میفتم یا نیروی انتظامی قفقاز

بازم زاهدان کلی نزدیکه!!

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

modiseh

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>