خانه » خبری و خواندنی » شرح و تفسير حکمت ۲۱۲ نهج البلاغه
 

 

شرح و تفسير حکمت ۲۱۲ نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) فرمودند:عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ.خودپسندی انسان يكى از حسودان عقل اوست.

شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی گروه تحریریه سایت جوان؛نهج البلاغه با مرور قرنها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزونتر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به باعث شاخصه هایی که در شکل و محتوا است ، این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی (ع) راجع به قرآن آمده است : « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری قشنگ و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن آخر می‎پذیرد و نه رازها آن منقضی می‎شود . در سخن مشابهی نیز آمده است : « لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه » نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه رازها آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود .

سخنان امام علی (ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت . سید رضی در آخرهای قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بالغ بر هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد .هرچند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاشهایی به عمل آوردند ،اما کار سید رضی به خاطر شاخصه هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

امام علی(عليه السلام) فرمودند:عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ.
خودپسندىِ انسان يكى از حسودان عقل اوست.

شرح و تفسير حکمت ۲۱۲ نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به يكى از آثار سوء خودپسندى اشاره كرده، مى فرمايد: «خودپسندىِ انسان يكى از حسودان عقل اوست»، (عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ). مى دانيم حسود كسى است كه به نعمت هايى كه به انسان رسيده رشك مىورزد و آرزوى زوال آن را دارد و همين امر باعث مى شود به دشمنى با او برخيزد و هر كارى از دستش ساخته هست، در اين راه انجام دهد، صورت او را در جامعه نازيبا نشان دهد، عيوب او را فاش سازد، افراد را از طريق شايعه پراكنى از وى دور كند و حتى به خانواده و فرزندان او دشمنى ورزد، اگر بتواند، كسب و كار و مقام او را از وى بگيرد و اگر نتواند در مسير آن مانع تراشى كند. اينها كارهايى است كه يك حسودِ عنود انجام مى دهد.

خودپسندى در برابر عقل انسان نيز همين كارها را انجام مى دهد، قدرت عقل را از انسان مى گيرد و او را به اشتباه مى افكند، عيب انسان را ظاهر مى سازد، مردم را از او متنفر مى كند، حتى خانواده او را گرفتار مشكلات مى كند، جاه و مقام او را متزلزل مى سازد و گاه اموال و ثروت او را از دستش مى گيرد، به چه دلیل كه مردم هرگز حاضر به همكارى با افراد خودپسند و خودخواه نيستند. بنابراين، اين تعبير كه «خودپسندى يكى از حاسدان عقل انسان است» تعبيرى بسيار رساست كه تمام نكاتى را كه در بالا گفته شد در بر دارد و اين است معناى فصاحت و بلاغت كه انسان در ضمن عبارت كوتاهى حقايق فراوانى را بيان نمايد.

در ضمن تعبير به «أَحَدُ حُسّادِ عَقْلِهِ، يكى از حاسدان عقل» نشان مى دهد كه عقل انسان حاسدان ديگرى نيز دارد كه از آن جمله هواى نفس و استبداد به رأى و تكبر است و در عوامل ظاهرى نيز شراب و مواد مخدر دشمن و حسودِ عنود عقل اند. راجع به آثار خطرناك عُجب و خودپسندى در بحث هاى گذشته در گفتار حكيمانه ۳۸ (وَأوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ) و گفتار گرانبهاى حكيمانه ۱۶۷ (الإعْجابُ يَمْنَعُ مِنَ الاْزْديادِ) نيز مطالب قابل توجهى آمده هست. اساساً عُجب و خودپسندى يكى از نشانه هاى جهل و نادانى است و طبق ضرب المثل معروف فارسى: «خودپسندى جان من برهان نادانى بود» زيرا انسان با تمام عظمتى كه دارد، موجودى ضعيف هست، يك پشه آلوده به ميكروب ممكن است قوى ترين انسان ها رااز پاى در آورد و يا به هنگام خوردن و آشاميدن، لقمه و آب گلوگيرش شود و او را خفه كند. بلند مرتبه ترين انسان ها از نظر مقام ظاهرى ممكن است يك شبه مقام خود را از دست بدهد و برترين ثروتمندان در مدت كوتاهى گرفتار ورشكستگى گردد و به خاك سياه بنشيند.

با اين حال آيا خودپسندى و خودخواهى دليل بر نادانى نيست؟ مى دانيم انسان نادان در معرض هرگونه آفت مادّى و معنوى هست. رذيله عُجب و خودپسندى سرچشمه رذيله هاى ديگر نيز نظير «تكبر» مى شود كسى كه خويشتن را مى پسندد هنگامى كه در برابر ديگران قرار داده شد تكبر مىورزد و گاه گرفتار رذيله هاى خودمحورى و انحصارطلبى نيز مى شود، زيرا وقتى زياد به خود معتقد شد، همه چيز را براى خود مى خواهد و در هر كارى خويش را محور مى بيند. در قرآن مجيد و روايات اسلامى نيز بحث هاى آموزنده و گسترده اى راجع به اين صفت رذيله آمده هست. در آيه ۸ سوره «فاطر» مى خوانيم: «(أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِى مَنْ يَشَاءُ)، آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده است و آن را خوب و زيبا مى بيند (همانند كسى است كه واقع را آنچنان كه است مى يابد)؟! خداوند هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى كند».

امام علی(عليه السلام) فرمودند:عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ.خودپسندی انسان يكى از حسودان عقل اوست.

در حديثى از اميرمؤمنان(عليه السلام) در كتاب تحف العقول آمده است: «الإعْجابُ ضِدُّ الصَّوابِ وَآفَةُ الاْلْبابِ، خودپسندى ضد واقع بينى است وآفتى است براى عقل ها». تضاد عُجب با عقل تا آن حد است كه در حديث ديگرى از آن حضرت در غررالحكم مى خوانيم: «الْمُعْجِبُ لا عَقْلَ لَهُ» و در حديث ديگرى آمده است: «العُجْبُ رَأْسُ الْحِماقَةِ». در حديث جالب و پرمعنايى كه در ذيل حكمت ۳۸ گذشت اين حقيقت منعكس شده است است كه حضرت مسيح مى گويد: «من بيماران غير قابل علاج را درمان كردم و حتى مردگان را به اذن خدا زنده نمودم ولى نتوانستم احمق را درمان كنم و هنگامى كه از حضرت سؤال مى كنند: احمق كيست؟ بارزترين صفت او را عُجب و خودپسندى ذكر مى كند و اين اعجاب باعث مى شود كه تمام فضائل را مخصوص خود بداند و تمام حقوق را ويژه خود بشمارد و هيچ حقى براى ديگرى قائل نباشد. در آخر آن حديث آمده است: «فَذلِكَ الاْحْمَقُ الّذي لا حيلَةَ في مُداواتِهِ، اين همان احمقى است كه راهى براى درمان او نيست».

انتهای پیام/

کلام حضرت علی(ع) راجع به خودپسندی

واژه های کلیدی: نهج البلاغه | نهج البلاغه | تفسیر | شرح | حکمت |

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>