خانه » اس ام اس » مجموعه شعر های کوتاه محرم
 modiseh 

مجموعه شعر های کوتاه محرم

شعر محرم

مجموعه شعر های کوتاه محرم

بوی محرم می آید…

کاش سهراب اینگونه میگفت:

آب را گل نكنید…

شاید از دور ،علمدار حسین،

مشك طفلان بر دوش،

زخم و خون بر اندام،

می رسد تا كه از این آب روان،

پر كند مشك تهی،

ببرد جرعه ی آبی،

برساند به حرم،

تا علی اصغرِ بی شیر رباب،

نفسش تازه شود…

—————————–

شرمنده…

تو بگو :

پای پر خار، دویدن دارد..!؟

گیسوی سوخته ی بچه، کشیدن دارد..!؟

چادرِ کهنه ی پر وصله، دریدن دارد..!؟

حرفِ زشت از دهنِ شمر، شنیدن دارد..!؟

نانِ خشکِ کفِ بازار، جویدن دارد..!؟

پیش چشمانِ رباب، آب چشیدن دارد..!؟

السلام علیک یا رقیه بنت الحسین

——————-

گفتم …

اگر در کربلا بودم

تا پای جان برای حسین ( ع )

تلاش میکردم

گفت …

یک حسین ( ع ) زنده داریم

نامش مهدی (عج ) است

تاحالا برایش چه کرده ای؟

سکوت کردم …..!!!

——————–

?دخیل یا اباالفضل?

بر علمدارت بگو من از قلم افتاده ام

تا بداند حضرت سقا خیالاتی شدم

یک دل و یک حسرت و یک کربلا یک اربعین

درمیان روضه ات حالا خیالاتی شدم

اللهم ارزقنا زیارة الحسین به حق اخیه العباس

————————————–

اینم دوبیتی شب اول محرم

حضرت مسلم علیه السلام

چشم این قاصدک سوخته ات گریان است

غربتم بغض شده بین گلو پنهان است

شرم دارم که بگویم که چه با من کردند

به قناره بدن بی سرم آویزان است .

———————————————————–

کاروان عشق

کربلا اماده ای؟ فرزند زهرا میرسد

نور چشمان علی ، ارام دلها میرسد

میتوانی با محبت میزبانی اش کنی؟

با ابوفاضل ، علی اصغر و لیلا میرسد

رسم مهمانی بجا اور ،کمی اب اش بده

گرچه او دریا دل است و سوی دریا میرسد

من نمیدانم چه شد در روز عاشورا که او

بانگ هل من ناصرش تا عرش اعلا میرسد

با دلی خونبار شد عازم به میدان بلا

ناله های دخترش تا قلب بابا میرسد

کاروانسالار او بعد از شهادت زینب است

خطبه هایش چون علی بر گوش دنیا میرسد

من که عمرم سینه زن بودم ،عزادار حسین

روز اخر دست من در دست اقا میرسد ؟

———————-

حسین جان؛

دوباره مثل همیشه خجالتم دادی…

برای عرض ارادت ،لیاقتم دادی…

 تعجبم تو کجا این حقیر ساده کجا…

همیشه گفته ام آقا تو عزتم دادی…

همین که خط نکشیدی، به نام من ممنون…

چه شدکه این همه شوق ارادتم دادی …

وفا ندیده ای ازمن ولیک آقاجان …

خودت به رحمت شاهانه عادتم دادی…

——————–

اي تير، خطا كن! هدفت قلب رباب است

يا حنجرة سوختة تشنة‌ آب است؟

كوتاه بيا تير سه شعبه، كمي آرام

هوهو نكن اين شاپرك تب‌زده خواب است

او آب طلب كرده فقط، چيز زيادي است؟

گيرم كه ندادند ولي اين چه جواب است؟

رنگش كه پريده، دو لبش مثل دو چوب است

نه، تير! تونه، چارة كارش فقط آب است

———————–

راست گفته اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده :

آب ، آتش ، خاک ، هوا …

آبی که از تو دریغ کردند

آتشی که در خیمه گاهت افتاد

خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها

و هوایی که عمری ست افتاده در دل ها

ترکیب این چهار عنصر می شود کـــــــــــــــربلا

صلی الله علیک یا اباعبدالله

التماس دعا?

———————

کربلا تنديس مَشک پاره بود

کربلا يک آسمان پروانه بود

کربلا پروازِعشق, قفل زمين

کربلا خون خدا, سنگ زمين

کربلا مَشک اميد, اوجِ عطش

کربلا تصويرِ جاریِ عطش

کربلا پرتاب تير برحنجره

کربلا فريادها ازحنجره

کربلا تجميع درد و عاطفه

کربلا آوای طبل و همهمه

کربلا پرواز نور, بُهت زمين

کربلا در زير پا, اُفت زمين

کربلا يک امتحان, صد آسمان

کربلا يک غفلت و صد ريسمان

کربلا يک تک سوار, نامش قمر

کربلا صدها سوارِ بی هنر

کربلا يک لحظه از کلِ زمان

کربلا يک اتفاقِ اين جهان

کربلا تصويرِ تاريکِ زمين

کربلا آيينه حق اليقين

کربلا شور و شعورِ جاودان

کربلا پندارِ سبز و آرمان

کربلا يک راست قامت, يک ولی

کربلا اسطوره از جنسِ علی

کربلا يک آفتاب, نامش حسين

کربلا فريادِ زينب, یا حسين

——————

ای ﺧﻮﺷﺎ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍی ﮐﺮﺑﻼ

 ﮔﺮﻳﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎی ﮐﺮﺑﻼ

ﺍﺷﮏ ﭼﺸﻤﻢ ﺩﺍﻧﻪ ﺍی ﺍﺯ ﺧﻮﺷﻪ ﺍﺳﺖ

 ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻳﮏ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺯ ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ﺍست

ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺯﻫﺮﺍ ﭘﺎ ﮔﺮﻓﺖ

 ﺧﻴﻤﻪ ﻫﺎﻳﺶ ﺭﻭﻱ ﺩﻟﻬﺎ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺖ

ﮐﺮﺑﻼ ﺩﺍﺭﻭﻱ ﺩﺭﺩ ﺯﻳﻨﺐ ﺍﺳﺖ

 ﺷﺎﻫﺪ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺯﺭﺩ ﺯﻳﻨﺐ ﺍﺳﺖ

ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﻐﺾ ﺧﻨﺠﺮ ﺍﺳﺖ

 ﺭﺩ ﭘﺎی ﺧﻨﺠﺮﻱ ﺑﺮ ﺣﻨﺠﺮ ﺍﺳﺖ

ﮐﺮﺑﻼ ﻣﻲ ﻟﺮﺯﺩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻫﻤﻪ

 ﺳﻴﻨﻪ ﻣﻴﺰﺩ ﺑﻴﻦ ﻣﻘﺘﻞ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﻫﺮﭼﻪ ﮔﻮﻳﻢ ﮐﺮﺑﻼﺳﺖ

 ﻓﺎﺵ ﮔﻮﻳﻢ ﺩﺭ ﮐﺮﺑﻼ ﺧﻮﻥ ﺧﺪﺍﺳﺖ

——————-

ﺷﺐ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﯿﻤﻪ ، ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺍُﻓﺘﺎﺩ.

ﺩﻝ ﻋﺒﺎﺱ‏ ﺯ ﻏﯿﺮﺕ، ﺑﻪ ﺗﺐ ﻭﺗﺎﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ❤️❤️❤️

ﺟﺮﻋﻪ اﯼ ☜ﺁﺏ☞ ﻧﻨﻮﺷﯿﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻋﻮﺿﺶ..❤️❤️❤️

ﺩﻫﻦِ عالَمی ﺍﺯ ﻏﯿﺮﺕِ ﺍﻭ ☜ﺁﺏ☞ ﺍﻓﺘﺎﺩ…!

——————-

♡یا حُسین شَهید(ع)♡

مَنِ نالایق اگر تِشنِه یِ دیدار تواَم

از طفولیتَم اَرباب گِرفتار تواَم

نیستم مُستَحّق این هَمه لُطف و کَرَمت

تا نَفَس میکشم ای شاه بِدهکار تواَم

♡السلام علیک یا اباعبدالله(ع)♡

——————–

خداوندا ، دلم تنگ حسین است ..

دلم ، خاک کف پای حسین است ..

خدایا کاش ، شهرم کربلا بود ..

سرم هم مبتلا ، بر نیزه ها بود ..

چنان مستم نما ، از جام مولا ..

که جان بیرون رود ، از عشق مولا ..

حسین ابن علی ، شمع وجود است ..

که فارغ از همه ، بود و نبود است ..

خدایا ، تار و پودم کربلایی ست ..

که آسایش در این ملک ، بلا نیست ..

منم پروانه ، مولا گشته شمعم ..

مکن تفریق ، بر او گشته جمعم ..

طریق عشق بازی ، راز دارد ..

بنازم دلبرم را ، ناز دارد ..

کشم نازت به جانم ، حضرت عشق ..

فدای تار مویت ، حضرت عشق ..

خداوندا ، بهشتم کربلا کن ..

وجودم را ، به آقا مبتلا کن .

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

modiseh

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>