خانه » خبری و خواندنی » نقش رهبر ارکستر چیست؟ + آیا نوازندگان بدون او از اجرای قطعه عاجزند؟
 modiseh 

نقش رهبر ارکستر چیست؟ + آیا نوازندگان بدون او از اجرای قطعه عاجزند؟

اینها سؤالات رایجی است که برای اکثر افرادی که با موسیقی کلاسیک آشنایی ندارند مطرح می شود. و پاسخ های اجمالی و کلی مثل «رهبر قلب ارکستر است» و«رهبر هماهنگ کننده ی نوازندگان است» برای این افراد نه تنها قانع کننده نیست، بلکه باعث گیج تر شدنشان می شود. در واقع کسانی که از تورم این سؤال در ذهنشان رنج می برند یا باید سؤال خود را با خود به گور ببرند، یا با گذاشتن وقت و خرج کمی حوصله به مطالعه ی در باب تاریخ موسیقی کلاسیک بپردازند.

نقش رهبر ارکستر چیست؟ + آیا نوازندگان بدون او از اجرای قطعه عاجزند؟

 

daniel_oren_2

 

نقش رهبر ارکستر چیست؟ + آیا نوازندگان بدون او از اجرای قطعه عاجزند؟

راه حل اول که تاریک است و مخوف. راه حل دوم هم در کشور ما عملی نیست. به خاطر ندارم سرانه ی کتاب خوانی در ایران چند دقیقه بود؛ اما مطمئن هستم که به ساعت نمی رسد. این متن سعی دارد پرده ی ابهام را از روی سر رهبر ارکستر بردارد. اما نمی تواند. بگذارید سرتان را درد بیاورم.
من از دوران کودکی به موسیقی کلاسیک جذب می شدم (از کودکی هم خاص بودم مثلاً) و هیچ وقت هم این سؤال ذهن مرا درگیر خود نکرده بود. تا وقتی که قد کشیدم و پشت لبم آثار روشنفکری پدیدار شد. رفیق شفیق دوران دبیرستانم که به تازگی برایش گیتار خریده بودند این سؤال را از من پرسید (آنروزها گیتار خریدن مد بود). خیلی عجیب بود! هیچ جواب قانع کننده ای نداشتم.
گذشت و پشت لبم پرپشت شد. چشمانم رفتند پشت ویترین و پیشانی ام به دلیل تفکر درباره ی همین موضوع چین و چروک برداشت. ما دوباره هیچ وقت همدیگر را ندیدیم. شاید دارد این پست را می خواند. حتماً او تا به حال جواب سؤال خود را یافته و فقط از روی لطفی که به همکلاسی دبیرستانی اش دارد هنوز مشغول مطالعه ی چرندیات بی سر و ته این حقیر است.
باری نمی خواهم سرتان را با رفیق شفیقم درد بیاورم. می خواهم سرتان را با رفیق غریقم درد بیاورم. نمک پرانی نمی کنم. ایشان چند روز پیش در دریای مازندران غرق شدند. خیلی جالب است؛ از صبح آن روز این شعر «رفیقم کجایی/دقیقاً کجایی» افتاده بود در دهانم (بس که این همسایه ی ما علاقه به پیچاندن پیچ ولوم و تمرین آواز در حمام دارد). در دوران خدمت با هم آشنا شده بودیم. هر دو در دسته ی موزیک خدمت می کردیم. او به قول بچه های پادگان شیپورچی بود و من دهل زن (در دنیای حرفه ای این الفاظ فحش تلقی می شوند). وقتی که فهمیدم بیرون از پادگان در ارکستر سمفونیک ترومپت می نوازد دریافتم که نیمه ی گمشده ی خودم را پیدا کرده ام. البته از زاویه ی دید او جور دیگری به نظر می رسید. این را بعدها که بیشتر با او رفت و آمد کردم فهمیدم. بعد از خدمت اغلب روزها را با او می گذراندم. با هم عصرانه می خوردیم؛ با هم شام می خوردیم؛ و با هم صبحانه می خوردیم. فقط ظهرها می رفتم خانه تا به گربه ام غذا بدهم. شاید اگر بی طرفانه نگاه کنیم به نوعی انگل برای دوست نوازنده ام بدل شده بودم. او هر روز بعد از صبحانه ساعتی ترومپت می نواخت. هفته ای یک روز هم به خانه ی استاد پیرش می رفت و از او درس می گرفت. البته من اجازه نداشتم در کلاس با او همراه باشم. در عوض سر تمرین های گروهی ارکستر حاضر می شدم. خیلی دوست داشتم که دوست شیپورچی عزیزم جایی برای من پشت تیمپانی یا پرکاشن جور کند؛ که نکرد. یک مثلث هم دستم ندادند! گلایه ای نیست. در عوض بلیط تمام کنسرت هایشان را قبل از اینکه گیشه بفروشد داشتم. باری درست همین جا، در سالن تمرین گروهی بود که به جواب قانع کننده ای در باب نقش تأثیر گذار رهبر در ارکستر رسیدم. حال پس از این همه صغرا کبرا چیدن بیایید ببینیم رهبر ارکستر کیست، و از جان ارکستر چه می خواهد.
رهبر معمولاً فرد تحصیل کرده ی میانسال یا پیری است که تمامی افراد ارکستر از او پیروی می کنند. خوب به حرفهایش گوش می کنند و سعی می کنند او را عصبانی نکنند. اهمیت نقش او به اندازه ایست که هیچ تمرینی بدون او برگزار نمی شود. او مدیریت این انجمن تولید سر و صدا را بر عهده دارد. اجرای یک قطعه ی کلاسیک، روخوانی از متن نیست. بلکه خوانشی است که رهبر ارکستر از متن دارد. او تفکر، عقاید و ذوق هنری خود را در قالب اجرای اثر هنری بیان می کند. می توان به سادگی او را به مهندس یک ساختمان تشبیه کرد و نوازندگان را به کارگران ساختمان. با این تفاوت که ساختمان فقط یک بار ساخته می شود. اما موسیقی همواره در حال ساخته شدن است. به همین خاطر رهبر مدام باید سر ساختمان خود باشد و به کار سرک بکشد، تا مبادا ریزترین اشتباه یا کوتاهی رخ دهد. در واقع تمام تمرین های گروهی تلاشی است در راستای رسیدن همه ی نوازندگان به یک ایده ی ذهنی که رهبر آن را در مخیله ی خود می پروراند. حال فرض کنیم که گروه در هنگام اجرا برای شنوندگان، به حضور رهبر احتیاجی نداشته باشد. چگونه می توانید جلوی تکان خوردن دستان رهبر در هنگام اجرا را بگیرید؟ چگونه می توان لذت رهبری کردن گروه را فقط در روز اجرا از او گرفت. روزی که قرار است بهترین صدا را هنگام رقص دستانش در هوا از جمع کارگران زحمت کشش بگیرد، خون در رگهایش بدود و لبخندی از سر رضایت در چهره ی زمختش پدیدار شود.
بحث به جاهای رمانتیک کشیده شد (در حالی که قطره اشکی را از نوک بینی خود پاک می کنم).
سرتان درد نکند. هنوز چند مورد از کاربرد های رهبر در ارکستر ناگفته مانده که کوتاه خدمتتان درد می کنم.
اول آن که گاهی فهمیدن ریتم یا مفهوم آهنگ بدون توجه به حرکات رهبر مشکل است. کسانی هم که کلاً درکی از اثر ندارند می توانند با توجه به جنب و جوش رهبر قیافه ی موجهی برای خود بگیرند (انگار که جان مطلب را گرفته اند).
مسئله ی بعدی دست زدن است. تشویق در موسیقی کلاسیک آداب و رسوم خود را دارد. به طور کلی شما فقط زمانی اجازه ی تشویق دارید که رهبر به سمتتان بچرخد. زیرا در واقع این تشویق قبل از هریک از هنرمندان روی صحنه، باید متوجه رهبر باشد.
بعضی ها به دلایل پیچیده ای برای هنرمندان نور چشمشان گل می آورند و محبت می کنند در حین اجرا آن را به درون سن پرتاب نمی کنند. بلکه صبر می کنند تا در انتها آن را به دست رهبر برسانند. بالاخره جلوی سن یکی باید باشد تا این دسته گل ها را تحویل بگیرد.
توجه داشته باشید که رهبر با کسی سلفی نمی گیرد و به کسی امضا نمی دهد. چون اصلاً شخصیت مردمی ندارد، هرآنچه هست شخصیت حرفه ای او است. و چقدر هم خوب است!
امیدوارم توانسته باشم پرده ی ابهام را از سر رهبر ارکستر بردارم و بر سر رفقای شفیق و غریقم بیاندازم. برای احترام به روح پاک رفیق غریقم، پس از خواندن این پست یک اثر کلاسیک در خانه پخش کنید و شب خواب رهبر ارکستری را ببینید که می خواهد گوش شما را با دندان بکند.
رفیق شفیقم را هم فراموش کنید. نامرد حتی یک شماره تلفن از خودش به جا نگذاشت.

نقش رهبر ارکستر چیست؟ + آیا نوازندگان بدون او از اجرای قطعه عاجزند؟

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

modiseh

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>