خانه » دسته‌بندی نشده » خلاصه شهرزاد داستان سریال شهرزاد خلاصه فیلم شهرزاد دانلودشهرزاد شهر زاد
 modiseh 

خلاصه شهرزاد داستان سریال شهرزاد خلاصه فیلم شهرزاد دانلودشهرزاد شهر زاد

آغاز سریال با کابوس شهرزاد(ترانه علیدوستی)همراه است.شهرزاد همزمان با آماده کردن خود برای رفتن به بیرون به رادیو گوش می دهد که درباره ی دکتر مصدق است.پدر شهرزاد”جمشید”(محمود پاک نیت)رادیو را خاموش می کند و در پاسخ به اعتراض دخترش می گوید یک مشت چرت و پرت گوش کردن ندارد و مادر شهرزاد”پروین”(سهیلا رضوی)تایید می کند.شهرزاد از دکتر مصدق دفاع می کند

خلاصه شهرزاد داستان سریال شهرزاد خلاصه فیلم شهرزاد دانلودشهرزاد شهر زاد

admin-ajax

خلاصه شهرزاد داستان سریال شهرزاد خلاصه فیلم شهرزاد دانلودشهرزاد شهر زاد

آغاز سریال با کابوس شهرزاد(ترانه علیدوستی)همراه است.شهرزاد همزمان با آماده کردن خود برای رفتن به بیرون به رادیو گوش می دهد که درباره ی دکتر مصدق است.پدر شهرزاد”جمشید”(محمود پاک نیت)رادیو را خاموش می کند و در پاسخ به اعتراض دخترش می گوید یک مشت چرت و پرت گوش کردن ندارد و مادر شهرزاد”پروین”(سهیلا رضوی)تایید می کند.شهرزاد از دکتر مصدق دفاع می کند و این هرج و مرج ها را به نوچه های شاه و دربار نسبت می دهد.جمشید می گوید زیر پتو که نمیتوان مملکت را اداره کرد و تو هم مثل فرهاد(مصطفی زمانی)پسر هاشم(مهدی سلطانی)حرف میزنی.شهرزاد هم می گوید:من هر چی میگم شما به فرهاد ربطش میدین.خواهر کوچکتر شهرزاد”سیمین”وارد می شود و میخواهد به مدرسه برای انجم پیشرو دخران برود.که مادرش میگوید لازم نیست وسط تابستان به مدرسه بروی.جمشید نیز تایید می کند.شهرزاد از خواهرش دفاع می کند و می گوید کلاس تقویتی هم دارد و رای آنها را عوض می کند.شهرزاد برای رفتن به خانه ی بزرگ آقا(علی نصیریان)با پدرش همراه می شود.جمشد می گوید که مثل سنجیده سخن بگوید که هر چی دارد از صدقه ی سر بزرگ آقاست.شهرزاد:این نون صدقه ای چه تلخه آقاجون.شهرزاد وارد خانه ی بزرگ آقا می شود.او دانشجوی پزشکی است و هر نوبت آمپول بزرگ آقا را میزند.بزرگ آقا از آمپول زدن شهرزاد تعریف می کند و به او کنایه می زند که زنان دوره ی ما سه کار بلد بودند:زایمان و رفت و روب و آشپزی و از شهرزاد انتظار دارد که فقط این کارها را انجام بدهد.شهرزاد که از سخنان مرد سالارانه بزرگ آقا کلافه شده و پشت سر او ادا در می آورد.شهرزاد می رود.در آن سو روی ایوان خانه ی بزرگ آقا قباد(شهاب حسینی)داماد و برادرزاده بزرگ آقا سیگار می کشد و شیرین همسرش(پریناز ایزدیار)از دیر آمدن های او شاکی است.قباد زیر لب چیزی می گوید و می رود.مغازه ی فرش فروشی هاشم را نشان میدهد که هاشم به کارگرش نصیحت می کند که به پیرزن فقیری که برای جهیزیه دخترش فرش میخواهد جنس خوب بدهد.همسر هاشم”مرضیه(فریبا متخصص)به مغازه می آید و از هاشم میخواهد که بیشتر مواظب فرهاد باشد.فرهاد و شهرزاد شیرینی خورده اند و داخل کافه ای نشته اند.فرهاد به شهرزاد می گوید:زندگی صحنه ی تئاتر روی سه پرده پرده ی اول کمدی و موزیکال پرده ی دوم درام و مهیج پرده ی سوم تراژدی و از ملاقاتش با سایه(تخلص هوشنگ ابتهاج) نیما حرف میزندکه نیما یوشیج از همه چی میداند و با اینکه جثه ی کوچکی دارد جوری شعر میخواند که انگار سیصد نفر با او همخوانی می کنند و فرهاد در ادامه از خواندن مرغ آمین توسط نیما حرف میزند و میخواهد در روزنامه تیتر بنویسد ملاقات با مرغ آمین در روزگار آزادی و از نظریه ی دکتر فاطمی برای خلع سلطنت و تشکیل حکومت دموکراسی سخن می گوید.شهرزاد به او می گوید که مراقب خودش باشد.فرهاد می گوید که نمی خواهد مانند پدر شهرزاد و پدر خودش زیر سایه ی منت بزرگ آقا باشد.قباد اندوهگین به عکس خود و مادرش زل زده که شیرین حواس او را پرت می کند.و بعد سر لباس پوشدن قباد با هم دعوا می گیرند که خدمتکار برای شام صدایشان می کند.

دانلود فیلم شهرزاد از ابتدا

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

modiseh

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>