خانه » اس ام اس » اس ام اس هایی از جمله و شعرهای عاشقانه با مفهوم
 modiseh 

اس ام اس هایی از جمله و شعرهای عاشقانه با مفهوم

اس ام اس هایی از جمله و شعرهای عاشقانه با مفهوم

جملات و شعرهای عاشقانه و پر احساس جدیدجملات و شعرهای عاشقانه و پر احساس جدید

لحظه هايم از تو لبريز مي شود
از احساسم سر مي روي
و فضاي خانه ام
پر مي شود از دلتنگي
پشت كدام پنجره بايستم
كه تو را انتظار نكشد…

و زير سقف كدام آسمان
نفس بكشم
كه عطر تو گيجم نكند…
پای پنجره افتاده ام
وَ پاهایم انگار
برای همیشه به خواب رفته اند ؛
دیگر چه فرقی می کند
از کدام سمتِ کوچه بیایی ؛
وقتی پنجره هم
رو به نیامدن تو باز می شود …!
مثل همیشه دیر می رسی
وَ دستم را
وقتی می گیری
که زندگی
دست از من کشیده است …
دلتنگم ….
و هيچ چيز جزتو
حال مرا خوب نخواهد كرد…

ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ …
ﺣﺎﻓﻆ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ . ﺣﺎﻓﻆ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ …
ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﻢ .
ﻓﻨﺠﺎﻥ
ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ …
ﻭﺭﻕﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﺩﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻢ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻮﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪهد ..

بلندترین شعر دنیا،
همانی میشود
که من بخواهم
در آن برق چشمانت را
به کاغذ بکشم

واژه ها که خشکانده اند
غـزل هایی که‌ نسروده اند
این دو وحشیِ نـایاب

خداوندگار عشق نیز باز خواهد ماند
از وصف تو
ساده ‌که جای خود دارد

این شعر هم پایان نخواهد یافت
و
این است نهایتی مجهول از عمق زیبایی…

ترا به جای همه کسانی که
ترا نشناختند و دوستت نمی دارند،
دوستت می دارم!
ترا به جای روزهایی که بودی و نبودم،
دوستت می دارم!
ترا به جای روزگارانی که نمی زیستم و
نمی شناختمت،
دوستت می دارم!
ترا به جای همه کسانی که ندارم
و دوست ندارم،
دوستت می دارم!
ترا به جای همه کسانی که دوست ندارند
و نمی خواهند دوست بدارند،
دوستت می دارم
ترا به خاطر دوست داشتن،
ترا به خاطر عشق،
ترا به خاطر زیستن،
ترا به خاطر نخستین گناه،
ترا به خاطر تو،
دوستت می دارم ای غریب آشنا…..!

عزیزم…!

مردی که شبانه راه می افتد

و به بهانه ی ماه گرفتگی

تو را می بوسد،

دیوانه نیست؛

فقط کمی بیشتر دوستت دارد…❤️

مخاطب خاص?

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شددام شوم

بی هوا بوسه  مزن بر رخ من
بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم

بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم

پنجره باز کن  نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به  این بام شوم

وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم….

?من و تو “خیلی کارها به دنیا بدهکاریم…!
مثل یک عکس دو نفره…
یا چرخ زدن بی دلیل در خیابان…
یا بستنی خوردن در یک روز برفی…!
حتی….
چاپ کردن عکس دو نفره…
مریض شدن و گلودرد به خاطر بستنی روز برفی…!
بیبن…!
من و تو خیلی کار داریم…
من و تو حتی اشناییمان را به دنیا بدهکاریم…

میخواهم

دوستت نداشته باشم

اما…

نمیتوانم،

و این تنها جاییست که…

خواستن توانستن نیست…??

“هیچ مزه اے”

دیگر هیچ مزه اے

دلچسپ نخواهد بود

من تمام حس چشایے ام را

روی لبانت جا گذاشته ام

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم….

از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم…..

ساده گفتی باورم کن ! با تو می مانم ولی….

رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم….

باز هم در وحشت بی انتهای فاصله….

با هجوم تلخ شب تاصبح تنهاتر  شدم…..

در میان شعله ناباوری ها سوختم….

سوختم در لحظه های بی تو،خاکستر شدم….

گفته بودی اولین بیت غزل های منی….

حیف رفتی و دوباره مصرع آخر شدم….!!!!

من هزار پرنده عاشق را

براے تنها ماندنم رها کردم

چــــرا که مے دانستم

آخر عاشقے تنهـــــایست?

احساسم را تسخیر نگاهت کرده ای
واژه واژه شعرهایم شده ای
امروز به افتخار تو
از تو
از احساس عاشقانه با تو بودن می نویسم
تا شاید بخوانی و لبخند بزنی
و باز بگویی تو هنوز دیوانه ای
*و من عاشق همین دیوانگی هایت شده

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

modiseh

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>