خانه » خبری و خواندنی » شرح و تفسير حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه
 

 

شرح و تفسير حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه

شرح و تفسیر حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه با عنوان زرق و برق دنيا را در اینجا بخوانید.

شرح و تفسير حکمت 236 نهج البلاغه

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی گروه تحریریه سایت جوان؛نهج البلاغه با مرور قرنها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزونتر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به باعث شاخصه هایی که در شکل و محتوا هست. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی (ع) راجع به قرآن آمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری قشنگ و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن آخر می‎پذیرد و نه رازها آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است : « لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه رازها آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود .

سخنان امام علی (ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در آخرهای قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بالغ بر هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر چند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاشهایی به عمل آوردند، ولی کار سید رضی به خاطر شاخصه هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

شرح و تفسير حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه

شرح و تفسير حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) فرمودند:وَاللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِير فِي يَدِ مَجْذُوم. به خدا سوگند اين دنياى شما در نظر من از استخوان خنزيرى كه در دست شخص جذامى باشد پست تر است!

شرح و تفسیر حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه با عنوان زرق و برق دنيا را در اینجا بخوانید.

امام علی (عليه السلام) در اين كلام حكيمانه شدت تنفر خود را از زرق و برق دنيا بيان كرده مى فرمايد: «به خدا سوگند اين دنياى شما در نظر من از استخوان خنزيرى كه در دست شخص جذامى باشد پست تر است»; (وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِير فِي يَدِ مَجْذُوم). «عِراق» با كسره و ضمه عين، جمع «عَرق» (بر وزن فرق) به معناى استخوانى است كه گوشت آن را كنده باشند.

امام(عليه السلام) با اين تشبيه كه بيان فرموده رساترين تعبير را در مورد تنفرش از زرق و برق دنيا ذكر كرده هست. استخوان بى گوشت ارزشى ندارد به ويژه اگر استخوان حيوان نجس العين مانند خنزير باشد و مخصوصاً اگر در دست انسان بيمار مبتلا به جذام باشد كه همه از وى فرار مى كنند! سوگندى كه در شروع اين سخن آمده و تعبير به «دنياكم» (دنياى شما) مطلب را روشن تر مى سازد. ابن ابى الحديد در شرح اين كلام مى گويد: به جانم سوگند كه حضرت در اين گفتارش صادق و هميشه صدق و راستى پيشه وى بود و كسى كه در سيره و روش زندگى او در آن وقت كه در مقام ولايت ظاهرى بود و آن وقت كه در كنار، قرار داشت بنگرد صحت اين كلام را درمى يابد (چرا كه او در هر دو حالت در نهايت بى اعتنايى به دنيا بود).

امام(عليه السلام) در طول كلماتى كه از نهج البلاغه از آن حضرت نقل شده است بى اعتنايى خود را به مقامات دنيوى و مواهب آن با تعبيرات مختلفى بيان كرده كه هر كدام از ديگرى گوياتر و فصيح تر هست. در خطبه «شقشقيه» چنين بيان فرمود: «وَلاََلْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدي مِنْ عَفْطَةِ عَنْز» (اگر براى احقاق حقوق مظلومان نبود مهار ناقه خلافت را بر پشتش مى افكندم و رهايش مى ساختم و در آن هنگام) در مى يافتيد كه ارزش اين دنياى شما در نظر من از آب بينى بز كمتر هست. در خطبه ۲۲۴ آمده است كه مى فرمايد: «وَإنَّ دُنْياكُمْ عِنْدي لاَهْوَنُ مِنْ وَرَقَة في فَمِ جَرادَة تَقْضَمُها; اين دنياى (پر زرق و برق) شما در نظر من از برگ جويده اى كه در دهان ملخى باشد خوارتر و بى ارزش تر هست. در مقدمه خطبه ۳۳ خوانديم كه ابن عباس مى گويد: در منطقه «ذى قار» خدمت امام(عليه السلام)رسيدم در حالى كه پارگى كفش خود را مى دوخت، حضرت رو به من كرد و گفت: قيمت اين كفش چقدر است؟ من عرض كردم: قيمتى ندارد.

شرح و تفسير حکمت ۲۳۶ نهج البلاغه

فرمود: «وَاللهِ لَهِىَ أحَبُّ اِلَىَّ مِنْ إمْرَتِكُمْ إلاّ أنْ أُقيمَ حَقّاً أوْ أدْفَعْ باطِلاً; به خدا قسم اين كفش بى ارزش در نظر من محبوب تر از فرمانروايى بر شماست مگر اين كه با اين حكومت حقى را به پا دارم يا باطلى را دفع كنم». تعبيرات ديگرى از اين قبيل است كه همه حاكى از بى اعتنايى و عدم وابستگى آن امام بزرگوار به مواهب مادى دنياست.

مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار حديث بسيار مشروحى راجع به فضايل اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل كرده كه در پايان آن به حوادث ايام شهادت آن حضرت اشاره شده است است; وى نقل مى كند: «يك روز پيش از آنكه امام(عليه السلام) به شهادت برسد مردم به عيادت آن حضرت آمدند و اين در حالتى بود كه حقوق آنها را از بيت المال پرداخته بود و چيزى از دنياى آنها را براى خود گزینش نكرده بود «وَلَمْ يَتَناوَلُ مِنْ بَيْتِ مالِ الْمُسْلِمينَ ما يُساوي عِقالاً وَلَمْ يَأْكُلْ مِنْ مالِ نَفْسِهِ إلاّ قَدْرَ الْبُلْغَةِ; و در حالى بود كه از بيت المال مسلمانان حتى به اندازه يك عقال (پايبند) شتر براى خود بر نداشته بود و از اموالى كه خودش (با زحمت فراوان) فراهم مى ساخت تنها به اندازه ضرورت استفاده مى كرد». و همه حاضران گواهى دادند كه دورترين مردم از آن حضرت همچون نزديك ترين مردم به آن حضرت بود (و هيچ گونه تفاوتى در ميان نزديكان و افراد دور يا بيگانه نمى گذاشت)». اين نشان مى دهد كه اگر اميرمؤمنان سخنى راجع به دنيا مى گويد عملش نيز كاملاً با آن هماهنگ است.

انتهای پیام/

واژه های کلیدی: نهج البلاغه | استخوان | نهج البلاغه | تفسیر | شرح | حکمت |

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>