خانه » خبری و خواندنی » زندگی نامه شهید ریحانی
 

 

زندگی نامه شهید ریحانی

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی گروه تحریریه سایت؛ شهید میر یعقوب ریحانی در سال ۱۳۴۶ در شهرستان ارومیه دیده به دنیا گشود. تحصیلات خود را تا

زندگی نامه شهید ریحانی

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛شهید میر یعقوب ریحانی در سال ۱۳۴۶ در شهرستان ارومیه دیده به دنیا گشود. تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم در رشته پرستاری ادامه داد و وارد دانشگاه تبریز شد ولی با شروع جنگ تحمیلی دفاع از اسلام و میهن برایش اولویت داشت و به همین علت عازم جبهه شد.
با همه برخورد دوستانه ای داشت جوانی پاک و با حجب و حیایی بود و هر لحظه با گفتن چشم حرفهای فرماندهان را تایید می کرد و باعشق و مخلصانه دنبال کار می رفت. آخر در سحرگاه سال ۱۳۶۶/۱۱/۱۲ بعد از نماز صبح که شروع عملیات بیت المقدس ۲ بود با اصابت ترکش خمپاره به سر و سینه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

فرازی از وصیتنامه شهید میر یعقوب ریحانی

زندگی نامه شهید ریحانی

بسم الله الرحمن الرحیم

عبارات مهم : شهادت – شهیدریحانی
حمد و سپاس خدایی را که به ما عقل و هوش کرامت فرمود ، حمد و سپاس خدایی را که به ما توفیق حضور در جبهه ها را عطا نموده است . بار خدایا چه دارم می نویسم از کجا می نویسم خدایا نمی دانم چه حالی دارم خودم می دانم هرکجا بروم نمی توانم از دست تو فرار کنم می دانم سرپیچی کردم ، سینه سپر کردم .

در موقع خودش توبه نکردم و همان عملهای زشت و ناپسند را بعد از توبه انجام دادم بعد شب جمعه است در تو را زدم بعد کمکم کن خدایا بیامرز و ببخش وقت کمی است جهت نزدیک شدن به تو ، خدایا می دانم که به پیشت خواهم آمد ولی دو تا مسئله برایم حل نمی شود تو را به عزت و جلالت قسم می دهم این مسائل را برایم در مدت کوتاه حل کن خدایا اول پاکم کن سپس خاکم کن . بارالها به شکوه و عظمتت قسم می خورم که وقت کم است و ناراحتم از اینکه نتوانستم خودم را به این نسیم بسپارم و همراه با وزش این نسیم خود را به تو سپرده و به پیشت آیم چه کنم خدایا از گناهان گذشته ام خیلی شرمنده ام و توبه می کنم می دانم خیلی توبه شکسته ام . (صد بار اگر توبه شکستی باز آی) خدایا خداوندا می دانم چه کنم ولی نمی توانم ، تو را به عزت و جلالت قسم می خورم که به من فقیر و بنده ذلیلت توانایی ، کرامت نما ، آخر کجا بروم و حوائج خود را از کی بخواهم به آبروی امام وقت و به معنویت و حقیقت و نفس پاک امام وقت امشب مرا بیامرز .

الهی العفو ، العفو ، العفو می دانم اگر به تو نزدیک شوم و تو را بخواهم می توانم مسائلم را حل نمایم و هرچه سریعتر به تو برسم فکرهای پشت جبهه و دوستان و خانواده و مسائل شهر و آتش عملیات و سختی موقعیتها و ماندن در سوله ها و کانالها همه عوامل مؤثر و بزرگ باعث نزدیکی و عروج به پیش تو است ، به غیر از این عوامل و مسائل من نمی توانم مسئله این دنیا و آخرت را از هم تشخیص دهم و به خود بقبولانم که به این دنیا باید ارزش داد و در این دنیا زحمت و سختی و دیگر عوامل را کشید تا در آن یکی دنیا راحت و خوب شد اگر مسائل مادی را جهت خودم حل کرده بودم الآن اینجا ننشسته بودم بلکه جای دیگری بودم پیش فرزند ها بودم پیش دوستان و برادرانی که آنها را از دست دادم و حتی قدر و ارزش بعضی ها را که بجای پدر و برادر من بودند ندانستم ولی بعد از این می خواهم مسائل را حل کنم بعد بارخدایا ما را نیامرزیده از دنیا مبر .

طرفهای غروب و بالای کوهها هنگام اذان دارم این دفترچه را به عنوان وصیتنامه سیاه می نمایم . به خدا نمی دانم آیا جهت خودم وصیت کنم یا جهت آینده وصیت بنویسم یا جهت دوستان و یا جهت خانواده و یا اینکه از چیزهایی که دیده و یا شنیده و یا عملی کرده ام بارالها چه کنم چه بگویم آخر حرف زیاد است و وقت کم من از موقعی که نمی دانم چه زمانی چشم به دنیا گشوده ام و همانطوری که نمی دانم چه موقعی خواهم رفت می توانم بدانم ولی عاجزم و فقط این مسئله را از خدا می خواهم نمی دانم چطور خواهم رفت و بدست چه کسی از دنیا مسافرت می کنم خدایا به جلالت قسم می خورم و تو را شکر می کنم که این راه را پیش پایم قرار دادی . الهی رضاً برضائک . با نام اعظم الله روشن کننده عالمیان و دنیا اسلام چند موردی با برادران عزیز و دینی ام و کسانی را که با من تا به حال دوست بودن اند و هستند از اوان کودکی و خردسالی تا آخر عمرم به عنوان درد دل برایشان عرض می نمایم اولاً برادران و دوستان گرامی قبل از همه چیز بنده حقیر و درمانده را در تمام مراحل زندگی حلال نمائید اگر کسی از من معصیتی دیده یا اذیتی دیده چه از لحاظ زبان و یا عملی و یا گفتار به بزرگی و کرامت خودش ما را ببخشد من خیلی به دوستان نزدیکم بدی کردم حتی در مورد چند نفر از آنها خیانت و غیبت و گناه بزرگی را مرتکب شده است ام و خودشان می دانند با چه کسانی هستم آنها حتماً این بنده درمانده از همه چیز را حلال کنند مسئله حق الناس خیلی سخت و سنگین است و خودم می دانم به برادرانیکهمحبت کرده ام از آنها در قبال محبتهایم ، محبت دیده ام .

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی گروه تحریریه سایت؛ شهید میر یعقوب ریحانی در سال ۱۳۴۶ در شهرستان ارومیه دیده به دنیا گشود. تحصیلات خود را تا

من با یکی یا دو نفر از برادرانم ، برادر دینی شده است ام و جهت ایشان قولهائی داده ام و قولهائی را گرفته ام خودشان می دانند حتماً به قولهایم عمل کنید به ضررتان تمام نمی شود به خیلی از برادران قولهائی داده ام که سر قولم نایستاده ام و شرمنده ام به بعضی از برادران دروغ گفته ام که آیا نمی دانم خدا بخشش می نماید ؟ نمی دانم خدا با همه این برنامه ها ما را قبول خواهد کرد ؟ چطور آه چقدر سخت است خدایا از تو کمک می طلبم می دانم که روسیاهم و امیدی به شهادت ندارم ولی اگر باز خدا لطف و عنایتی کند و من بیچاره را قبول کند و شهید شدم و مورد شفاعت قرار گرفتم برادران . . . می دانند که چکار خواهن کرد مورد نیاز به گفتن نیست به آن صورت سخنی ندارم فقط از تمامی حلالیت میطلبم.

انتهای پیام/

بیوگرافی شهید میر یعقوب ریحانی

واژه های کلیدی: شهادت | شهیدریحانی | انقلاب اسلامی | دفاع مقدس |

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>