خانه » خبری و خواندنی » حقوق رضایت به گناه از نظر حضرت علی(ع)
 

 

حقوق رضایت به گناه از نظر حضرت علی(ع)

امام علی(ع) فرمودند : آن كس كه به كار جمعيتى راضى باشد همچون كسى است كه در آن كار با آنها شركت کرده است منتهی آن كس كه در انجام كار باطل دخالت دارد دو گناه مى‌ کند.

حقوق رضایت به گناه از نظر حضرت علی(ع)

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛امام علیه السلام فرمودند :الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْم كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ. وَعَلَى كُلِّ دَاخِل فِي بَاطِل إِثْمَانِ: إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ، وَإِثْمُ الرِّضَى بِهِ.

آن كس كه به كار جمعيتى راضى باشد همچون كسى است كه در آن كار با آنها شركت كرده (منتهی) آن كس كه در انجام كار باطل دخالت دارد دو گناه مى‌كند: گناه عمل وگناه رضايت به آن (ولى شخصى كه بيرون از دايره عمل است و به آن راضى است تنها مرتكب يك گناه مى‌شود و آن گناه رضايت است).

حقوق رضایت به گناه از نظر حضرت علی(ع)

شرح و تفسير حکمت ۱۵۴ نهج البلاغه

امام علی (عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به نكته مهمى مى كند كه در آینده افراد و امت ها تأثير قابل توجهى دارد. مى فرمايد: «آن كس كه به كار جمعيتى راضى باشد همچون كسى است كه در آن كار با آنها شركت نموده (منتها) آن كس كه در انجام كار باطل دخالت دارد دو گناه مى كند: گناه عمل و گناه رضايت به آن (ولى شخصى كه بيرون از دايره عمل است و به آن راضى است تنها مرتكب يك گناه مى شود و آن گناه رضايت است)»

(الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْم كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ. وَعَلَى كُلِّ دَاخِل فِي بَاطِل إِثْمَانِ: إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ، وَإِثْمُ الرِّضَى بِهِ). ممكن است در بدو نظر چنين تصور شود كه اگر كسى گناهى را مرتكب نشود و هيچ گونه دخالتى حتى در اعانت و يارى گنهكاران در آن نداشته باشد به چه دلیل رضايت قلبى به آن گناه او را هم شريك گناه سازد؟ دليل آن با دقت روشن مى شود و آن اين كه هنگامى كه رضايت به كارهاى خلاف ديگران در قلب انسان جايگزين شد تدريجاً در اقوال و افعال او خود را نشان مى دهد، زيرا نمى شود انسان به چيزى محبت داشته باشد و در اعمال و اقوالش ظاهر نگردد.

اضافه بر اين كسى كه به اعمال خلاف ديگران راضى مى شود هرگز به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر عمل نخواهد كرد، زيرا آن عمل را دوست دارد و به گنهكاران به باعث اين گناه علاقه مى ورزد. اين مسئله بازتاب گسترده اى در آيات قرآن و روايات اسلامى دارد كه مسئله رضايت به گناه گنهكاران جزء گناهان كبيره شمرده شده است و حتى عذاب الهى دامن چنين افرادى را مى گيرد.

امام علی(ع) فرمودند : آن كس كه به كار جمعيتى راضى باشد همچون كسى است كه در آن كار با آنها شركت کرده است منتهی آن كس كه در انجام كار باطل دخالت دارد دو گناه مى‌ کند.

در داستان كشتن ناقه ثمود (همان معجزه الهى خداوند كه به پيامبرشان حضرت صالح داد) قرآن مى گويد: همه آن قوم بر اثر عذاب الهى از ميان رفتند در حالى كه همان گونه كه در كلام ديگرى از اميرمؤمنان به آن اشاره شده است ناقه ثمود را يك نفر كشت و چون ديگران به آن رضايت دادند خداوند همگى را عذاب كرد: (وَإِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا). در زيارت نامه ها نيز كراراً اين مطلب به چشم مى خورد كه زائر لعن و نفرين مى كند به كسانى كه جنايات يزيديان را در كربلا را شنيدند و به آن رضايت دادند: «وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِه». نكته: پيوند اهداف و خواسته ها بر خلاف آنچه در دنياى مادى معمول است كه رضايت به اعمال مجرمانه ديگرى جرم محسوب نمى شود همان گونه كه رضايت به اعمال نيك نيكوكاران بى پاداش هست، در تعليمات اسلام، مسئله رضايت به كارهاى نيكوكاران و بدكاران عنوان خاصى دارد و با صراحت در روايات آمده است كه هر كس به كار ديگرى رضايت دهد در سلك و گروه او قرار خواهد گرفت.

منتها مجرمان، دو گناه دارند و راضيان به اعمال آنها يك گناه، راضيان به اعمال نيك يك ثواب دارند و عاملان دو ثواب. همان گونه كه در كلام حكمت آميز بالا آمد. مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار بابى به اين عنوان تخصیص داده شده است داده و در عنوان باب مى گويد: «إنَّ مَنْ رَضِىَ بِفِعْل فَهُوَ كَمَنْ أتاهُ; كسى كه راضى به فعلى شود همانند كسى است كه آن را انجام داده است» و در ذيل آن هشت روايت نقل مى كند.

از جمله حديثى از امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه ۱۸۳ سوره آل عمران آورده كه خطاب به گروهى از كافران است كه مى گفتند: ما به هيچ پيغمبرى ايمان نمى آوريم تا معجزه اى انجام دهد: «(قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِى بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِى قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ); بگو: پيامبرانى پيش از من، براى شما آمدند و دلايل روشن و آنچه را گفتيد آوردند; اگر راست مى گوييد به چه دلیل آنها را به قتل رسانديد؟!» امام(عليه السلام) در اينجا مى فرمايد: «وَقَدْ عَلِمَ أَنَّ هَؤُلاَءِ لَمْ تَقْتُلُوا; معلوم است اينها كه در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) بودند انبياى پيشين را نكشتند» «وَلَكِنْ لَقَدْ كَانَ هَوَاهُمْ مَعَ الَّذِينَ قَتَلُوا فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ قَاتِلِينَ لِمُتَابَعَةِ هَوَاهُمْ وَرِضَاهُمْ بِذَلِكَ الْفِعْلِ; ولى آن ها علاقه و فكرشان با قاتلان بود; از اين رو خدا آنها را قاتل ناميد چون خواسته و رضاى آنها به فعل آنان تعلق مى گرفت».

امام على بن موسى الرضا(عليه السلام)در پاسخ كسى كه سؤال كرد: چگونه هنگامى كه حضرت مهدى(عليه السلام) قيام مى كند فرزندان قاتلان حسين(عليه السلام)را به باعث اعمال پدرانشان به قتل مى رساند در حالى كه خداوند مى فرمايد: «(وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى); و هيچ گناهكارى بار گناه ديگرى را به دوش نمى كشد» امام(عليه السلام)فرمود: به باعث آن كه اين فرزندان به اعمال پدرانشان رضايت دادند و به آن افتخار مى كنند و هر كس به چيزى راضى شود مانند اين است كه آن را انجام داده باشد، سپس امام(عليه السلام) افزود: «وَلَوْ أَنَّ رَجُلاً قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ; اگر كسى در مشرق به قتل برسد و ديگرى در مغرب باشد و به آن قتل رضايت دهد شخص راضى در نزد خداوند شريك قاتل است».

روشن است كسانى كه به قتل امام حسين(عليه السلام)راضى شوند و به آن افتخار كنند در حقيقت ناصبى اند و ناصبى ها به منزله كفار حربى هستند. روايات ديگرى نيز در همين زمينه است كه ذكر همه آنها به درازا مى كشد. مرحوم صاحب وسائل نيز در جلد ۱۱ در كتاب «الامر بالمعروف و النهى عن المنكر» باب پنجم را به همين مسئله تخصیص داده شده است داده و هفده روايت در اين زمينه در آن نقل مى كند; از جمله در حديثى از على(عليه السلام) از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)نقل مى كند: «مَنْ شَهِدَ أَمْراً فَكَرِهَهُ كَانَ كَمَنْ غَابَ عَنْهُ وَمَنْ غَابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَهُ; كسى كه در صحنه انجام كارى حضور داشته باشد ولی در دل از آن ناخشنود باشد مانند آن است كه حضور نداشته و ولی كسى كه غايب بوده و به آن رضايت داده گويى حاضر بوده (و در آن كار شركت داشته است)».

در اينجا ممكن است سؤالى مطرح شود كه ما روايات فراوانى داريم كه نيت معصيت، معصيت نيست در حالى كه انسانى كه نيت معصيت مى كند در آن لحظه قطعاً راضى به معصيت هست. جايى كه رضايت به معصيت خود گناهى نداشته باشد رضايت به معصيت ديگرى چگونه ممكن است موجب گناه شود؟ پاسخ اين سؤال روشن است; شخصى كه نيت معصيت مى كند رضايت به معصيتى داده كه انجام نشده و اين شخص با كسى كه به معصيت و گناهى كه انجام گرفته است رضايت مى دهد تفاوت بسيار دارد.

حقوق رضایت به گناه از نظر حضرت علی(ع)

انتهای پیام/

شرح حکمت۱۵۴نهج البلاغه

واژه های کلیدی: خداوند | نهج البلاغه | امام علی | تفسیر | شرح | حکمت |

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>