خانه » دنیای مد » مدل طلا و جواهرات » آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد
 

 

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی | سینمایی | خانواده | کامبوج | فرزندان | خانواده | فرزند | زندگی | جدایی

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد 

ستاره مشهور دنیای هالیوود بالاخره درمورد تنهایی و جدایی اش زبان به سخن گشود و درمورد طلاق و مادری که تنهاست حرف هاي جالبی بر زبان آورد. یک آنجلینا جولی است که یک مادر مجرد است و هرج و مرج هرروز شش فرزند و ضربه معنوی حاصل از جدایی از برد پیت را مدیریت میکند؛ یک آنجلینا جولی دیگر است که بعد از آخرین فیلم سینمایی اش، فیلم اوریجینالی محصول شبکه نتفلیکس درمورد نسل کشی کامبوج، به لطف ملت کامبوج، از این رو به آن رو شد.

حالا جولی در عمارت جدیدش در لس آنجلس، تنش بین این دو آنجلینا و علت این که زندگی اش دیگر هرگز نرمال نخواهد شد را با ما در بین میگذارد.مثل اکثر چیزهایی که شامل آنجلینا جولی میشوند، قدم گذاشتن به منزل او، تجربه اي نادر است تا جائی که آدم از خود می پرسد آیا این واقعیت دارد

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

یا محصول هماهنگی هایي بسیار دقیق هست. دروازه عظیم ورودی منزل لُس فِلیز، که جولی به تازگی این عمارت اربابی ۱۰۰۰ متری با سبک معماری هنرهای خوشگل را خریده و قبلاً متعلق به فیلمساز افسانه اي سیسیل بی. دمیل بوده، به آرامی باز می شود و محیط سرسبز و درختان انبوه محوطه نمایان می گردند.

هیچ کس در محوطه نیست، همۀ جا ساکت است و فقط صدای آرام فواره ها شنیده میشود که در یک ردیف روی استخر شنا آبفشانی میکنند. چند تا از درب هاي منزل باز میباشند – مثل یک معما از یک داستان پریان – و از خود می پرسم که باید از کدامیک وارد منزل شوم؟ داخل نیز آرام و هواگیر هست: همه ي پنجره ها باز میباشند و نسیم به داخل می وزد،

آنجلینا جولی | سینمایی | خانواده | کامبوج | فرزندان | خانواده | فرزند | زندگی | جدایی

شمع هاي کرمی و مبلمان سفید و روشن همۀ جا دیده می شوند. بالاخره جولی از سمت دیگر منزل ظاهر می شود و با پیراهن گشاد و بلندی به رنگ سفید به سمتم می آید. موهایش باز است و کفشی به پا ندارد. خیلی کم آرایش به صورت دارد و پوستش می درخشد. لبخند ملیحی میزند که نشان از مهربانی و خیرخواهی ابدی او دارد.

ولی به محض این که شروع به حرف زدن می کند، متوجه می شوید که تصورات شما درمورد جولی عمده هم صحیح نیستند. او یک الهه آسمانی نیست. یک نیکوکار توانگر و متعالی هم نیست. وی آن آدمی که فکر می کنید وسواس بازرسی داشتن بر دیگران را دارد نیست یا حداقل اینجور نشان نمی دهد.

به نظرم او یک آدم نرمال، خونگرم، خودمانی و حتی تا حدودی وراج می آید. قضیه این عمارت بزرگ ولی خالی را اینجور توضیح می دهد که او همراه با شش فرزندش چهار روز پیش به این منزل نقل مکان کرده اند.دلیلش تاریخ کوتاه بلندآوازه یا معماری منحصر بفرد این منزل نبود. وی می خواست فوراً منزل اي پیدا کند که دورافتاده باشد و اتاق هاي زیادی داشته باشد؛

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

این منزل که به قیمت حدوداً ۲۵ میلیون دلار به فروش گذاشته شده است بود، شش اتاق خواب و ۱۰ سرویس بهداشتی دارد. بعد از درخواست طلاقش از برد پیت در سپتامبر ۲۰۱۶، او و فرزندانش نه ماه در منزل اي اجاره اي زندگی کردند و اساساً چمدان هایشان را باز نکردند.

بنابراین در این منزل واقعاً هنوز چمدانش را باز نکرده و خودش هم داخل آن را بافایده بلد نیست، تابحال مهمان نداشته و مطمئن نیست که مناسب ترین جای منزل جهت نشاندن مهمان و صحبت کردن با او کجاست.با این اوصاف از اتاقی به اتاق دیگر می رود – آشپزخانه اي دارد که خودش به تنهایی مناسب یک فیلم سینمایی نانسی مِيِرز هست

آنجلینا جولی | سینمایی | خانواده | کامبوج | فرزندان | خانواده | فرزند | زندگی | جدایی

و کتابخانه زیبای خاکستری اش یک نردبان بلند دارد و محبوب ترین جای منزل از نظر خودش همینجاست – و همه ي جا را نشان می دهد، یک پاگرد بزرگ پای یک پلکان مارپیچ است که یک میز گرد با گلدانی از گل هاي سفید رویش تظاهر می کند. بالاخره به اتاق نشیمن میرسیم که یکی از دوستان طراح صحنه اش آن را برایش دکوره کرده و دو کاناپه سفید و چند بالش بزرگ در آن دیده میشوند.

با کنجکاوی به بالش ها نگاه می کند و می گوید: «اصلاً نمی دونستم به این بالش ها نیازه. دکوراسیون خونه و کلاً کارهای خونه همه ي وقت کار برد «پیت» بوده.» درست همین لحظه، داستی، سگ رات وایلر بزرگش، از راه می رسد و با قطرات آبی که از شنا در استخر از آن می چکد، روی کاناپه می پرد و آن را خاکی می کند. جولی آهی می کشد و نیمه تلاشی می کند تا با دستش خاک ها را بتکاند، بعد منصرف میشود و جای دیگری مینشیند.

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

ظاهراً زندگی در منزل او به همین شکل است – خاکی، خودمانی و نرمال. فرزند ها مودب میباشند ولی نه مودب ظاهری و ساختگی. زاهارای ۱۲ ساله که جولی وی را “صخره محکم” خانواده توصیف میکند، از پله ها پایین می آید. جولی بین جمله اش وی را “زاز” صدا میزند. درمورد این که بقیه فرزند ها کجا میباشند

با او صحبت می کند. زاهارا سگ خیس را بغل می کند. جولی می خندد و درمورد شنای داستی در استخر با او حرف میزند. به آشپزخانه میرویم، جایی که جولی جهت خودش یک فنجان چای درست میکند. ویوین ۹ ساله با یکی از دوستانش که شب را در منزل انها خوابیده، وارد میشوند. ویوین یک کوله پشتی جین با سنجاق هاي تزئینی به دوش دارد و جولی وی را در آغوش می کشد.

از دخترک می پرسم اسمش “ویو” است یا “ویوین”. با لبخندی میگوید “هر دو!”. وسایلش را روی کانتر می گذارد و بیرون می رود تا با دوستش بازی کند. جولی یک پتوی کوچک که تا حد نابودی پاره شده است را بر می دارد و با خنده توضیح میدهد: «۳۲ تا پتو داره. خیلی پتو دوست داره و اگه پتوش رو بشوری، خیلی خیلی عصبانی میشه. یه روز بهم گفت: “مامان پتوم یه مزه اي داره.” من هم جواب دادم: “عزیزم، این نشونه اینه که این پتو واقعاً واقعاً باید شسته بشه.”»

جولی وسایل ویوین را مرتب میکند و همان لحظه کل فنجان چایش روی کانتر می ریزد. بیرون می رویم و شایلو، ۱۱ ساله و ناکس، ۹ ساله، را میبینیم که در حال بازی میباشند. شایلو که دوست دارد مثل پسرها لباس بپوشد، یک کت کاموفلاژ، شورت بلند و کتانی هاي سیاه سنگین، علیرغم گرمای تابستان، پوشیده هست.

ناکس فوری به سمت جولی آمده و می پرسد که کی قرار است سرسره آبی را راه بیندازند. جولی بغلش می کند و می گوید: «چطوره اول بگی: “درود مامان”؟» و لحنش درست مثل هر مادر مهربان و از کوره در رفته دیگری در ایالات امریکا هست. تا این لحظه فقط یک تابلوی شخصی – تصویری سیاه و سفید از شش فرزند خانواده که لبخند به لب دارند و حیوانات خانگی مثل سگ و موش و لاک پشت به بغل دارند – بالای شومینه دیده می شود.

جولی و پیت که ۱۲ سال با هم بودند و به نظر میرسید با افتخارترین زوج رشد یافته هالیوودی میباشند، در سپتامبر قبل از هم جدا شدند. به گفته وکیل جولی، او ناگهان جهت “سلامتی خانواده” درخواست طلاق داد و اعلام کرد که به دنبال حضانت انحصاری فرزندانش است که سه تا از انها «مدوکس، پکس و زاهارا» فرزندخوانده

و سه تای دیگر «شایلو، ویوین و ناکس» فرزندان بیولوژیکی میباشند. مدتی اوضاع آشفته بود تا این که در سفر با هواپیمای شخصی و دعوای لفظی و فیزیکی پیت با مدوکس، کارد به استخوان جولی رسید. هنگامی هواپیما روی زمین نشست، وی با فرزند ها به منزل رفت و عملاً پیت را از منزل بیرون کرد. این یک “جدایی مسالمت آمیز و دوستانه” نبود.

یک ناشناس به مسئولین، اف. بی. آی. و اداره خدمات کودک و خانواده شهرستان لس آنجلس زنگ میزند و تجسس و بازرسی هایي علیه پیت در مورد خشونت او با کودکان شروع میشود. خیلی سریع بی گناهی اش اثبات می شود و بعدها در گفت و گو اي با مجله جی کیو استایل «GQ Style» پیت می گوید که جای زخم گسیخته شدن ناگهانی خانواده اش از هم در قلبش هنوز تیر میکشد و اعتراف میکند که مسئله جدی مصرف الکل داشته هست.

شایعاتی هم شنیده بودیم درمورد این که پیت با ماریون کوتیار ارتباط داشته که هم خودش و هم کوتیار این شایعات را تکذیب کردند. جولی از دید مطبوعات سریع قضاوت کرده ولی در مقابل، پیت با گفت و گو اي که با جی کیو استایل کرد و تمام گناهان و تقصیرها را به گردن گرفت، توانست دل ها و فکرها را از آن خود کند. این دو در حال حاضر هنوز در حال مذاکره در مورد شروط طلاق ارزش میباشند.

برای جولی، زندگی بسیار پر مسئولیت تر شده است و با وجود بازیگری، کارگردانی، کارهای انسان دوستانه و نیکوکارانه، مواظبت از شش فرزند و تدریس حقوق زنان در دانشکده اقتصاد لندن، گویی همۀ چیز بطور تصاعدی برایش بزرگتر و پیچیده تر شده، لیکن حالا همۀ این کارها را به تنهایی انجام میدهد.

از طرفی هرج و مرج زندگی روزانه و تنظیم قرار بازی فرزند ها با دوستانشان، وقت پزشک، بستن و باز کردن چمدان ها و تنظیم وقت وعده هاي خوراکی، است و از طرف دیگر، هرج و مرجی عمیق تر و عاطفی تر هست، وی در این باره میگوید: «این مدت برام سخت ترین دوره بوده و تازه داریم یه نفسی میکشیم. این خونه پرشی بزرگ به سمت جلو جهت ماست و همه ي مون داریم تلاشمون رو میکنیم تا خانواده مونو درمان کنیم.»

واقعیت این است که این ضربه معنوی شخصی با تازه ترین فیلم شخصی اش همزمان شده است هست. جولی فیلم تکان دهنده اي در مقیاسی عظیم کارگردانی کرده که اقتباسی از کتاب خاطرات لونگ آنگ «منتشر شده است در سال ۲۰۰۰» با عنوان “اول پدرم را کشتند” «First They Killed My Father» درمورد نسل کشی به وسیله “خِمِرهای سرخ” هست

که در آن والدین آنگ و دو تا از خواهران و برادرانش و همین طور حدود دو میلیون کامبوجی دیگر که یک چهارم جمعیت آن کشور را تشکیل می دهند، کشته میشوند.این فیلم که تماماً در کامبوج و به زبان خمری فیلم برداری شده، فیلم اوریجینالی محصول نتفلیکس است که بزرگ ترین فیلم تولیدی این کشور است که از وقت جنگ تابحال ساخته شده

و طبق گزارش هاي کامبوجی هایي که آن را دیده اند، این فیلم یکی از فاش کننده ترین آثار هنری است که درمورد این فصل از تاریخ این کشور ساخته شده، تاریخی که هنوز هم صحبت کردن درمورد اش جهت کامبوجی ها سخت هست. ولی اگر کامبوجی ها این فیلم را چیزی مثل هدیه میدانند،

پس حتماً یک هدیه سپاسگزاری هست. جهت جولی، کامبوج جایی است که خانواده اش را بنا نهاده و جایی است که روحش را پاکسازی کرده و تبدیل به زنی شده است که امروز میبینیم.اگر میتوانید، آنجلینای دهه نود را به یاد بیاورید، دوران بحبوحه دیوانگی “آنجی”. جولی که آن وقت متخصص ایفای کاراکترهای فرار و تاریک بود

و به نظر میرسید این کاراکترها در واقع آینه اي از روحیه بیقرار و وحشی او باشند، سه جایزه گلدن گلوب جهت نقش هایي که در فیلمهای تلویزیونی بازی کرد برد و یک جایزه اسکار برترین بازیگر زن در نقش مکمل جهت بازی در نقش زنی جوان با اختلال شخصیتی در فیلم “دختر از هم گسیخته” «Girl, Interrupted» بدست آورد.

وی علناً و بی رو در بایستی در مورد مصرف هروئین و آسیب زدن به خود و عشق و علاقه اش به چاقو صحبت میکرد. او و همسرش، بیلی باب ثورنتون، خون خشک شده است یکدیگر را در گردنبندهایشان حمل می کردند و در مورد روابط وحشیانه ارزش پز می دادند. در مراسم اسکار سال ۲۰۰۰، جولی صحبت هاي تحریک آمیزی درمورد علاقه به برادرش جیمز کرد

و صمیمیت شرم آورش با وی را عموم مردم شاهد بودند. قطعاً جولی در سال هاي نخست زندگی اش، درد و زحمت هایي داشته – پدرش، جان وویت «بازیگر»، به مادرش، مارشلین برتراند، خیانت کرد و این دو خیلی سریع از هم جدا شدند. ولی این ها همۀ دردهای دنیای نخست بودند.

تبدیل شدن به “دختر جذاب” اخیر هالیوود باعث شد که جولی نقش اول فیلم سینمایی “لارا کرافت: مهاجم مقبره” «Lara Croft: Tomb Raider» را بدست آورد که بر زمینه بازی ویدئویی محبوبی به همین نام ساخته شد.

این فیلم که مشابه اي از بیهوده ترین فیلمهای هالیوودی هست، در محلی واقع در کامبوج فیلم برداری شد. در آنجا، جولی که در حباب بیخیالی و زندگی مرفه لس آنجلس و نیویورک بزرگ شده است بود، شاهد بود که زحمت حقیقی چه شکلی هست: فقر، از دست دادن اندام هاي بدن در انفجار مین هاي مخفی در زمین، ناپدید شدن

و کشته شدن یک نسل از اقوام و آشنایان. در این دنیا جایی جهت ناراحتی هاي شخصی و ادا و اطوارهای خودخواهانه نبود. و علیرغم ناملایمات و مصیبت هاي عمیقی که این مردم داشتند، جولی میگوید: «من مردمی رو پیدا کردم که خیلی مهربون، خونگرم و زودجوش بودن و بله، خیلی هم پیچیده بودن. هنگامی این جا –در کشور خودمون- با خودرو میگردی

می تونی آدمای زیادی رو ببینی که خیلی چیزا دارند ولی اغلب خوشحال نیستن، ولی اونجا – در کامبوج – میری میبینی خانواده هایي هستن که زیرانداز و وسایل پیک نیک رو برمی دارند میرن غروب خورشید رو تماشا کنن.جولی ناگهان نسبت به دنیا کنجکاو میشود و این قضیه را از کشوری که در آن قرار داشته شروع می کند. روزی در سیم ریپ در کامبوج،

از کنار بزرگراه کتابی را به قیمت ۲ دلار میخرد که موضوعش خاطرات آنگ بود. این یکی از فاکتورهایی بود که به جولی الهام بخشید تا هدف والاتری بیابد. در سال ۲۰۰۱، تا جایی که می توانست خود را به دانش بیشتری مجهز نمود و با شرکت ملل تماس گرفت و در نهایت سفیر حسن نیت کمیساریای بینظیر شرکت ملل جهت پناهندگان شد.

در یکی از نخستین مأموریت هایش جهت شرکت ملل، در سال ۲۰۰۲، به کامبوج بازگشت تا با کارکنان ان. جی. او. که به مسائل مربوط به مین هاي زمینی پیگیری میکردند، دیدار کند. آنگ، نویسنده آن کتاب الهام بخش، یکی از انها بود که بعد از جنگ به کشور آمریکا نقل مکان کرده بود، ولی سال هاي بزرگسالی اش را به تلاش جهت مسائل کامبوج گذرانده بود.

وی تابحال هیچکدام از فیلمهای جولی را ندیده بود، ولی جولی هم قطعاً شبیه به تصور هیچکس از یک ستاره سینمایی نبود. آنگ درمورد اش گفته بود: «جولی یک انسان خیلی باحاله و اصلاً از این که خاکی یا کثیف بشه ناراحت نمیشه.»آنگ و جولی خیلی سریع دوست شدند و نقشه کشیدند تا با هم به بخشی از کامبوج سفر کنند که پر از مین هاي زمینی بود،

جایی که آنگ از وقت جنگ تابحال آنجا نرفته بود. بنابراین دوره اي شروع شد که اکثر شبیه سکانسی از یک فیلم سینمایی به نظر میرسید، ولی اینجور نبود. آن ها با چند نفر خنثی کننده مین قرار گذاشتند و با موتورهای سبک و فقط یک چراغ قوه و چند تکه دستمال توالت اضافی راهی شدند تا این که بارندگی سنگین موسمی شروع شد.

انها که سر تا پا خیس شده است بودند، شب را روی ننوهای معلق گذراندند. جولی قبل از به خواب رفتن دریافت که آن قدر به آنگ اعتماد دارد که از او مطلبی شخصی بپرسد، مطلبی مهم که مدتی بود به آن فکر می کرد، یعنی پذیرفتن یک یتیم کامبوجی به فرزندخواندگی.

جولی اینجور به یاد می آورد: «بعنوان یه یتیم کامبوجی ازش پرسیدم آیا بهش بر می خوره که کسی مثل من، یعنی یه خارجی، این کارو بکنه، یا این چیز خوبیه» آنگ با تمام قلبش از این قضیه حمایت کرد و بعدها در این باره می گفت: «آنجی نسبت به همه ي اطرافیانش رفتاری مادرانه داشت، نه فقط فرزند ها، بلکه بزرگترها هم این حسو داشتن. من دلم می خواست اون منو به فرزندخواندگی بپذیره.

وقتی هشت سالم بود یتیم شدم و به همین علت فکر می کنم هنگامی تو همچین تجربیاتی رو پشت سر میذاری، همۀ وقت} یه بخشی از تو است که آرزو داره تو زندگیش، والدین کامل و حقیقی داشته باشه.» جولی می گوید که اشتیاق آنگ جهت ایده فرزندخواندگی او، فاکتوری بوده که تصمیمش را قطعی کرده هست.

اگر جواب آنگ متفاوت می بود، جولی میگوید: «ممکن بود تصمیمم عوض بشه. ممکن بود این کارو برام خیلی سخت کنه.» از آن وقت تابحال آنگ در زندگی جولی حضور داشته و حالا یکی از معدود دوستان نزدیک و صمیمی اوست.جولی بی درنگ روال فرزندخواندگی را به جریان انداخت. چند ماه بعد، به بازدید از یک یتیم منزل در شهر باتام بنگ رفت و به خود قول داد

که فقط به یک یتیم منزل برود و مثل خرید کردن در پاساژ، دور نزند. ولی همان موقع که در اتاق هاي یتیم منزل گشت می زد و با فرزند ها دیدار می کرد، حس خوبی نداشت و در این مورد می گوید: «با هیچکدومشون حس پیوند داشتن نمیکردم. بعدش گفتن: “یه فرزند دیگه هم هست”…» مدوکس کوچولو در جعبه اي که از سقف آویزان بود خوابیده بود. جولی به او نگاه می کند و او به جولی می نگرد و بعد «فقط گریه کردم و گریه کردم.»

و بدین ترتیب یک پروژه ۱۵ ساله شروع شد که در آن جولی برند خود را از نو تولید و دنیایش را گسترده تر کرد، خانواده اش، حرفه اش و وجهه اش از این رو به آن رو شدند. وی منزل اي در کامبوج خرید و شهروند کامبوج شد. در سال ۲۰۰۳، وی چیزی را تأسیس کرد که بعدها بنیاد مدوکس جولی-پیت نام گرفت

و این بنیاد متمرکز بر محافظت از محیط زیست کامبوج، سلامت، تحصیل و زیرساخت هاي آن بود. وی کارهایش جهت شرکت ملل را اکثر کرد و به چندین و چند مأموریت حقیقت یابی رفت، به خطرناک ترین و حساس ترین نقاط دنیا نظیر سیه را لئون، افغانستان، عراق، بوسنی و هائیتی سفر کرد

و تا به امروز بیش از ۶۰ مأموریت را به انجام رساند. جولی از ثورنتون «همسرش در آن زمان» که علاقه تازه یافته وی را درک نمی کرد، جدا شد و فرزند دومش را از کشور اتیوپی به فرزندی پذیرفت و نامش را زاهارا گذاشت.در سال ۲۰۰۴ بود که با پیت و سر صحنه فیلم برداری فیلم سینمایی “آقا و زن اسمیت” «Mr. & Mrs. Smith» آشنا شد،

یعنی زمانی که پیت هنوز همسر جنیفر آنیستون بود. جهت جولی، آشنا شدن با پیت که پسر طلایی خوش صورت و خودمانی هالیوودی بود، وی را به سطح جدیدی از شهرت رساند. با آنکه او همچنان روی این حرف مانده است که ارتباط آن ها تا وقت جدایی پیت و آنیستون رمانتیک نبوده هست، این زوج وقت تلف نکردند

و عشق ارزش را روی صفحات مجله دبلیو نیز به نمایش گذاشتند و خاله بازی آن ها با پنج فرزند قلابی، ۳۲ صفحه از این مجله را به خود تخصیص داده شده است داد.آنیستون در این میان کاملاً ویران شد. ولی جهت پیت، دوستی با جولی به این معنا بود که باید همۀ چیز را آنطور که جولی می خواست پیش می بُرد، حداقل اوایل اینجور بود.

این ارتباط شروع زندگی نیکوکارانه برد پیت –در آفریقا، هائیتی و نیو اورلئانز- نیز شد و او رسماً مدوکس و زاهارا را به فرزندی پذیرفت. وی جولی را متقاعد کرد تا فرزندان بیولوژیکی نیز داشته باشند. در سال ۲۰۰۶ بود که شایلو در نامیبیا به دنیا آمد و دوقلوهایشان، ویوین و ناکس، در سال ۲۰۰۸ متولد شدند.

در این بین، آن ها پکس را از ویتنام به فرزندی قبول کردند. آن ها منزل هاي بیشتری در فرانسه، اسپانیا، نیویورک و نیو اورلئانز خریدند. در حالی که پیت، بعنوان بازیگر و تهیه کننده، یک فیلم معتبر و باپرستیژ را بعد از دیگری «”مهتاب”، “درخت زندگی”، “مانی بال”، “۱۲ سال بردگی”» کار میکرد،

جولی شانسش را با کارگردانی امتحان کرد و فیلم “در سرزمین خون و عسل” «In the Land of Blood and Honey» را درمورد بوسنی کار کرد، پروژه اي که ملهم از بعضی کارهایی بود که جهت شرکت ملل در بوسنی انجام داده بود.این دو با هم شکست ناپذیر و توقف ناپذیر به نظر می رسیدند و دو تا از زنده ترین و خلاق ترین شهروندان روی کره زمین به نظر می آمدند.

چیزی نبود که انها از پسش برنیایند. این دو با خانواده هشت نفره ارزش مثل کولی ها به دور دنیا می گشتند و کارهای نیکوکارانه و هنری انجام می دادند و هر جا که بودند منزل ارزش را می ساختند. در سال ۲۰۱۴ و اکثر به این علت که فرزند هایشان خواسته بودند، با هم ازدواج کردند.

آن ها امکانش را داشتند که هر جا می رفتند مربی و معلم جهت فرزند هایشان ببرند. ولی نظر جولی درمورد تحصیل به معنای غرق شدن در دنیا حقیقی بود، یعنی درک این که نقش کوچک آن ها در دنیای بزرگ چیست. جهت مدتی همۀ این ها به قشنگی پیش رفت.

آنجلینا جولی و جدایی،آنجلینا جولی و فرزندانش،آنجلینا جولی و زندگی جدیدش،آنجلینا جولی بازیگر هالیوودی

واژه های کلیدی: آنجلینا جولی | سینمایی | خانواده | کامبوج | فرزندان | خانواده | فرزند | زندگی | جدایی

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی راجع به تنها بودنش درد دل کرد

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>