خانه » خبری و خواندنی » اخبار اقتصادی و سیاسی » وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد / سید علی‌خمینی
 

 

وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد / سید علی‌خمینی

ریاست جمهوری | جامعه اسلامی | از اینکه در | انقلاب | انقلابی | زندگی | اسلامی | اخبار سیاسی و اجتماعی

وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد / سید علی‌خمینی

سید علی خمینی : وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد

عبارات مهم : ریاست جمهوری – جامعه اسلامی

از بعد چهل سال چگونه می توان به شخصیت امام و کار سترگ او، انقلاب اسلامی ایران، نگریست؟ چگونه و از کدام زاویه می توان به بازخوانی اندیشه و عملکرد امام نگاه کرد؟ جهت نسل جوانی که از امام خاطره بی واسطه ندارد، تشریح و توضیح کدام جنبه ها از شخصیت امام را باید در اولویت قرار داد؟ اگر امام امروز حاضر می بود، چه نگاهی به انقلاب و راه پیموده شده است داشت؟ باید به خاطر آورد که قبل از انقلاب گفتمانی بر جامعه مسلط بود که راه بر هر ابراز نظر و اندیشه بسته بود.

وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد / سید علی‌خمینی

اگر چه در بخش هایی جامعه به حال خود رها شده است بود ولی انسداد و جمود در سیاست و نقش مردم در تعیین آینده خود و اجتماع یکسره نادیده گرفته شده است بود. در آن گرفتگی و صلبیتی که به اوج رسیده بود، گروه های مرجع جهت متحد کردن مردم و وادار کردن نظام شاهنشاهی به عوض کردن رویه و واگذار کردن نقش شهروندی به مردم در تلاش بودند ولی تنها امام بود که توانست چنان اتحادی در مردم ایجاد کند که در کوتاه ترین وقت ممکن یکی از محکم ترین ساختارهای سیاسی دنیا را به کلی مضمحل کند.

سیدعلی خمینی، نوه امام و فرزند سیداحمد خمینی در این باره می گوید: «نقشی که امام داشت و مرجعیتی که امام در مسائل سیاسی و اجتماعی داشت، هیچ کس دیگری نداشت. از یکی از بزرگانی که قبل از انقلاب زحمت هم می کشید، فارغ از نحوه فکرشان، نقل می کنم که می گفت هنگامی ما اعلام راهپیمایی می کردیم هزار تا دوهزار نفر جمع می شدند ولی هنگامی آقای خمینی اعلام راهپیمایی می کرد، چند میلیون نفر در سراسر کشور بسیج می شدند. » این که امام چه شاخصه هایی داشت که می توانست چنین تاثیری در اجتماع داشته باشد، آن هم بدون وسایل ارتباطی که امروز در اختیار داریم، از نکات آموزنده و شایسته دقت نظر است.

ریاست جمهوری | جامعه اسلامی | از اینکه در | انقلاب | انقلابی | زندگی | اسلامی | اخبار سیاسی و اجتماعی

صراحت، صداقت، دلیری و آگاه به وقت بودن از امام رهبری ساخته بود که توانست مرزهای جدیدی در اسلام انقلابی باز کند. در حالی که نگره حکومت اسلامی از دیرباز در میان متفکران اسلامی و عرفی محل گفت وگو و جدل بوده هست، امام توانست با اعطای نقش زیاد و تاثیرگذار به مردم، راهی نو در جمهوریت باز کند و از امتزاج دو مفهوم سترگ جمهوریت و اسلامیت، جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران را شکل دهد. امام جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران را تاسیس کرد و در نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب بر برگزاری رفراندم و اخذ نظر و رای مردم پافشاری کرد. این در حالی است که عنوان مشروعیت و مقبولیت و نقش رای مردم در آن از جمله داغ ترین مباحثی است که در علوم متعدد از فلسفه، کلام و رجال گرفته تا جامعه شناسی و علوم سیاسی ریشه دارد.

با این همه نمی توان از یاد برد که مشروعیت یا مقبولیت، هر چه باشد این نظام در عالی ترین سطوح، مشروعیت اخلاقی خود را از شخصیت امام می گیرد. اگر امروز امام در میان ما حاضر می شد تصدیق می کرد که در پیاده کردن بعضی آرزوی بزرگ های او موفق بوده ایم. استقلال، آزادی و امنیت از بااهمیت ترین آرزوی بزرگ های امام و انقلاب بوده و هست.

در باره دیگر مسائل و مشکلاتی که گاه مشاهده می شود، باید به روش ها و ایده های امام رجوعی دوباره داشت. مسائلی از قبیل فساد، ناسازگاری ها و ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی، استفاده از توانایی های زنان و عدالت اجتماعی از جمله این موارد هست. سیدعلی خمینی راجع به عنوان جداسازی زنان و مردان به اتفاقی تاریخی اشاره می کند: والده ما به امام گفتند در کلاس ما حدفاصلی گذاشته اند و دیواری کشیده اند. امام می گویند که بیخود این کار را کردند. والده ما می گوید که صورت بدی دارد که اینطوری خط کشی کنند. امام پدر ما [سیداحمد خمینی] را می خواهد. به پدرم می گوید که بررسی کنيد و جلویش را بگیرید. بعد از آن آيت ا… خامنه اى در نماز جمعه به این مطلب اشاره می کنند که ما مخالف دیوار کشیدن هستیم. در دیدار با حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی از جهات گوناگون به بازخوانی اندیشه و گفتمان امام پرداخته ایم.

وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد / سید علی‌خمینی

با توجه به اينكه حدود چهل سال از انقلاب اسلامی می گذرد و ازآنجایی که اصل و اساس اندیشه حضرت امام، حکومت اسلامی بود، تحلیلی از شاخصه هایی که حضرت امام در خصوص تحقق حکومت اسلامی بيان داشتند را برایمان بفرمایید.

تشکر می کنم از شما که زحمت کشیدید و تشریف آوردید. قبل از اینکه در مورد واژه حکومت اسلامی و اینکه در طول تاریخ مساله حکومت اسلامی چه پیشینه ای دارد بحث کنیم، چون صحبت از امام است و ۳۸ سال بعد از انقلاب، این اشاره را به نظرم خوب است بکنیم که امام به جاى اصطلاح حكومت اسلامى بحث جمهوری اسلامی را مطرح کردند. حکومت اسلامی از قدیم بود و در میان متفکران مطرح بود و در میان مردم هم خواهان بسیاری داشت و در طول تاریخ هم از آن زیاد یاد و نام برده شده است است.

ریاست جمهوری | جامعه اسلامی | از اینکه در | انقلاب | انقلابی | زندگی | اسلامی | اخبار سیاسی و اجتماعی

اما بحث جمهوری اسلامی از شاهکارهای نظری امام است که در سال های نزدیک به پیروزی انقلاب، آن را مطرح کردند. لذا به نظرم بهتر این است كه در مباحثی که مطرح می کنیم بر همین عنوان جمهوری اسلامی تاکید داشته باشیم؛ به همان دلیلی که امام روی مساله جمهوری اسلامی تاکید داشتند. در ذيل عنوان جمهوری اسلامی، نقش مردم و انتخابات و حضور همیشگی مردم و چشمان تیزبین مردم و رسانه ها و آزادی رسانه ها، همه لحاظ می شود. البته ما معتقدیم اگر حکومت اسلامی هم بگوییم همه اینها در آن است ولی چون ممکن است قرائت های مختلفی از حکومت اسلامی صورت بگیرد، لذا به نظرمان می رسد که همان طور كه تاکید امام بر جمهوری اسلامی بود تاکید ما هم باید بر جمهوری اسلامی باشد.

جمهوری اسلامی همان طور که از اسمش پیداست و در کلمات امام هم بیان شده، این بود که قالب، فرم و شکل حکومت ما، جمهوری است و امام تصریح کردند جمهوری که ما می گوییم همان جمهوری است که امروز در دنیا متداول هست. ما اصطلاح جدیدی جهت جمهوریت وضع نکرده ایم. جمهوریتی که ما بیان می کنیم، همان جمهوریتی است که در دنیا بیان می شود و با دقت هم از واژه دموکراسی یاد نمی کنند. با اینکه یکی از اقران جمهوری اسلامی، جمهوری دموکراتیک بود. ایشان با دقت، روی مساله دموکراسی نمی ایستند، اگرچه ما معتقد هستیم که مردمسالاری و دموکراسی هم با تفسیر درستی که در دنیا باید نسبت به آن انجام شود آنها هم از دستاوردهای بشری است و خوب است و باید باشد. ولی به دلایلی که یکی از آنها، ابهام مفهومی واژه دموکراسی است (که در دست یک عده است که آنها می خواهند تعریفش کنند) و به دلایل دیگر، امام از واژه جمهوری اسلامی یاد می کند.

وجدان عمومی جامعه را تخطئه نكنيد / سید علی‌خمینی

شکل حکومت ما و فرم حکومت ما جمهوری است ولی محتوای آن باید براساس فرامین اسلام باشد. امام می فرمایند تمام مقصد ما، اسلام هست. یعنی اگر هر حرکت، صحبت و اقدامی می کنیم، تمام مقصد ما اسلام هست. لذا امام به عنوان یک مرجع دینی و به عنوان یک عالم دینیِ مورد قبول ملت، گام در راه مبارزه گذاشت و هنگامی هم که پیروز شد من فکر نمی کنم در طول تاریخ بشر، رهبری وجود داشته باشد که آن مقدار که امام متکی به مردم بود، به مردم متکی بوده باشد. و این میزان جمعیت که پشت سر امام بودند، به حرف امام بودند در تاريخ كم نظير هست. امروز شاید جوانان و نسل های جدید، درک درستی نسبت به تاثیرگذاری امام و محبوبیت امام در میان توده های مردم نداشته باشند.

اما بروند تحقق کنند و بپرسند، واقعا شخصیت امام، یک شخصیت محبوب بود و لذا من جای دیگری هم گفته ام که اگر ما جهات شرعی و فقهیِ حکومتی که امام تشکل داد را کنار بگذاریم، در نزد تمام بشر، حکومتی که او تشکیل داد، یک حکومت مشروع بود. یعنی طبق تمام برداشت ها و تمام نظریات امروزین، حرکت امام بر پایه یک حرکت مدنی هست، فارغ از هرگونه خشونت هست. امام در دوره ای که همه دست به اسلحه برده بودند و در دوره ای که شرق و غرب عالم دنبال اسلحه، تفنگ و تیر بود، با عملیات ایذایی و مسلحانه و تروریسم مخالفت کرده. یک وقت امروز می آییم و می گوییم که با تروریسم مسئله داریم ولی یک وقت به سال ها قبل باز مى گرديم كه همین مجاهدین خلق بودند (که امروز در کشور عزیزمان ایران آنها را به عنوان منافقین می شناسیم و آنها را یک گروه منفور در بین مردم می دانیم) آن هنگامی که اینها قبل از انقلاب عملیات انجام می دادند، در تاریخ موجود است كه چه بزرگانی نزد امام رفتند و گفتند که اینها آدم های صالحی هستند و توان دارند که انقلاب را پیش ببرند، اینها می توانند شاه را سرنگون کرده و از بین ببرند.

بزرگان و نزدیک ترین آدم ها به امام نزد ايشان آمدند و گفتند که اینها خوب هستند و کار عملی انجام می دهند و مجاهدت می کنند و به عنوان مجاهد، همراه باجهاد، تیر، تفنگ و اسلحه هستند ولی در آن زمانه است که امام می فرمایند ما با مردم و توده مردم کار داریم. ما با تروریسم و ترور و عملیات مسلحانه مسئله داریم و مخالفیم. لذا امام یک حرکتی را شروع کردند، توده های مردمی را بسیج کردند و یک حکومتی تشکیل دادند و در نخستین روزها، صحبت از رفراندوم کردند که مردم پای صندوق ها بیایند. اینجا خاطره ای برایتان نقل می کنم که البته معروف هست. مرحوم دایی ما، آقای سید صادق طباطبایی می گفتند هنگامی که انقلاب پیروز شد امام یکباره دستور دادند که در اسرع وقت و در سریع ترین وقت ممکن رفراندوم را برگزار کنید.

درحالی که مسئولان كشور اصلا توانش را نداشتند و می گفتند که ما نمی توانیم این رفراندوم را اجرا کنیم. امام می گفتند که نه، حتما این کار باید انجام شود. آقا صادق می گوید که من نزد امام رفتم و گفتم که اصلا احتیاجی نیست، تمام دنیا می دانند که شما رهبرید و هرچه شما بگویید، مقبول مردم هست. تمام دنیا پذیرفته اند که شما الان مقبولیت و مشروعیت دارید، چه اصراری دارید نسبت به اینکه در این شرایط بیاییم و رفراندوم برگزار کنیم؟ و همان موقع بعضی از کشورهایی که ۲۰ سال پیش انقلاب کرده بودند را جهت امام مثال می زند که فلان کشور ۲۰ سال است که انقلاب کرده و هنوز هم قانون اساسی ندارد و شرایط را انقلابی اداره می کند! ما هم شورای انقلاب داریم و فعلا اداره کنیم. امام می فرمایند شما متوجه نیستید.

الان همه قبول دارند ولی ۲۰ یا ۵۰ سال دیگر می گویند که اینها دروغ بود، مردم نبودند و یک جمعی بودند، کودتا کردند و ملت را ترساندند و موجی درست کردند و حکومت تشکیل دادند. ما باید رای بگیریم تا در تاریخ سربلند باشیم. امروز واقعا باید به این نگاه احسنت بگوییم با اینکه آن وقت اجرای انتخابات، سختی، مشقت و مشکلاتی داشت، ولی امروز دیگر کسی نمی تواند بگوید که جمهوری اسلامی از اساس روی احساسات بود و یک عده انقلابی نما بودند. امروز همه قبول دارند که شروع و تاسیس این انقلاب با رای بالای ۹۰ درصد ملت کشور عزیزمان ایران بوده است چون انتخابات برگزار شد. امروز اگرچه بعضى می گویند که حکومت شاه چنان و چنین بود و یک عده هم دنبال این افتاده اند که بگویند آنها خوب بودند! ولی من عرض می کنم اگر این رفراندوم برگزار نشده بود و ۹۰ درصد همکاری مردمی نبود و به آن حکومت «نه» و به حکومت جمهوری اسلامی «آری» نمى گفتند، امروز ما نمی دانستیم که باید چه بگوییم.

امروز به جوانان و مردمان می گوییم که وجدان عمومی جامعه را تخطئه نکنید. وجدان عمومی جامعه، حکومت پهلوی را حکومت فاسد، ناتوان و حکومتی مسئله دار می دانست که نمی توانست حوائج و خواست های مردم را برآورده کند شاهد هم وجدان عمومی بيش از ۹۰ درصد ملت است و نمی شود که ۹۰ درصد ملت در مورد حاکم خودش، اشتباه کند. نمی شود ۹۰ درصد یک ملت، خیر و صلاح خودش را نفهمد. لذا این مقدمات جهت این است که ما بدانیم امام بحث جمهوری اسلامی را مطرح کرد و خواسته های اساسی هم همان خواسته هایی بود که مردم داشتند. یعنی استقلال، آزادی و حضور و نقش مردم به عنوان جمهوریت نظام و اسلام با تمام احکام درخشانش که مطابق با اجتهاد امروز باشد. ما سلفی و تحجرزده نیستیم و اگر صحبت از اسلام می کنیم یعنی اسلامی که حوائج امروز ما را برآورده می کند و جواب می دهد.

اینها به نظرم آرزوی بزرگ های اصیلی بود و حالا اگر بخواهیم بشماریم که واقعا آرزوی بزرگ ها چه بود، شدنی است ولی بحث مفصلی می طلبد که آن آرزوی بزرگ های اساسی ملت کشور عزیزمان ایران چه بود. ولی به نظرم گویاترین شعار، همان شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است که دربردارنده خواست اصلى اکثریت ملت کشور عزیزمان ایران در آن وقت و این وقت بوده است.

با توجه به اینکه خیلی از گروه ها و حتی مراجع در آن موقع نقش مرجعيت براى مردم داشتند ولی امام توانست قاطبه مردم را پشت سر خودشان بیاورد. این وجه تمایز شخصیت امام به عنوان یک صورت انقلابی با آن گروه ها و مراجعی که در آن وقت وجود داشتند، چه بود که امام توانست خیلی سریع مردم را به صحنه بیاورد؟ هرچند قبلا زحمات زیادی جهت این مساله کشیده بود و در فاصله سالیان منتهی به انقلاب با توجه به اینکه امام در داخل کشور نبود، ولی همه پشت سر امام قرار گرفتند. تمایز بین گروه ها و شخصیت ها و مراجع با شخصیت حضرت امام چیست؟

ما منکر تلاش های بسیار زیادی که صورت گرفته بود تا نظام شاه و پهلوی و در حقیقت آن گفتمان نظام پهلوی سست شود، نیستیم. چون ما با شخص پهلوی که مشکلی نداشتیم. ما نه با رضاشاه مسئله داریم و نه با محمدرضاشاه و نه با پسرش مسئله نداریم. با اینها که همین جوری پدرکشتگی نداشتیم! ملت کشور عزیزمان ایران که با اینها مشکلی نداشتند. مسئله ملت کشور عزیزمان ایران و ما با گفتمان حاکم بر نظام پهلوی بوده هست. گروه های مختلفی همه در این مساله نقش داشتند؛ از توده ای ها، چپی ها، راستی ها، فشارهای بین المللی، نقش مراجع، روحانیت، دانشگاهیان، روشنفکران و همه اینها حضور داشتند. خودِ سیستم پهلوی نقش بسیار مهمی در اضمحلال خودش داشت با غلط های فجیع و رفتارهای اشتباه، خودش راه را جهت این مساله هموار می کرد. ولی همه قبول دارند که نقشی که امام داشت و مرجعیتی که امام در مسائل سیاسی و اجتماعی داشت، هیچ کس دیگری نداشت. از یکی از بزرگانی که قبل از انقلاب زحمت هم می کشید، فارغ از نحوه فکرشان، نقل می کنم که می گفت هنگامی ما اعلام راهپیمایی می کردیم هزار تا دوهزار نفر جمع می شدند ولی هنگامی آقای خمینی اعلام راهپیمایی می کرد، چند میلیون نفر در سراسر کشور بسیج می شدند. لذا طبیعی بود که ما مجبور شویم و برویم پشت سر ایشان قرار بگیریم.

امام خصوصیات مختلفی داشت؛ نخست اینکه یک عالِم دینی بود؛ در یک جامعه دیندار و دینمدار، یک عالم فاضلِ سیدِ باتقوا یک قابلیتی دارد که می تواند مردم را جذب کند. دوم اینکه یک صداقت ويژه اى با مردم داشت. امام تا آخر عمرش به مردم دروغ نگفت و با مردم صادقانه واکنش‌ کرد و این را مردم می فهمیدند. مردم، مردم شناسی را خوب می دانند و می فهمند. می دانند چه کسی با آنها صادقانه برخورد می کند و چه کسی دروغ می گوید و ریا می کند و ادا درمی آورد. امام هیچگاه اهل تظاهر نبود و مردم او را شناختند. امام همین بود. دشمن های امام می گویند همین بود و بد بود و دوستداران بسیار زیاد امام هم می گویند که همین بود و خوب بود.

کسی در این مساله شبهه ندارد. امام، صادق بود. همین بود که بود. اگر از مردم حرف می زد، عقیده اش بود. واقعا مردم ما قبول داشتند که اگر امام اعتقادی به جمهوریت نداشت روی مصلحت نمی گفت که جمهوریت. امام اگر با ملی گرایی افراطی مسئله داشت، نمی آمد به خاطر سکوت کردن عده ای این را نگوید بلکه بیان می کرد و می گفت که اسلام با ملی گرایی افراطی مسئله دارد و این را ملت می فهمیدند. بعد دومین عنصری که در وجود امام بود، صداقت امام بود. امام تا آخر همین بود. همسر امام هم همین بود. یک هنگامی در فرانسه، گروهی از زن ها که به چریک ها و مجاهدین نزدیک بودند، منزل زن امام آمده بودند.

خانم امام اصلا سیاست زده نبودند و یکی از نقاط آرامش امام این بود که به منزل که می آمدند، با محيطى آرام روبه رو بودند. همراه امام بودند و مسائل را چشیدند ولی سیاست زده نبودند. یک عده از همین زنانی که در انقلاب فعالیت می کردند و از مجاهدین و چریک ها بودند، به فرانسه آمده بودند که امام را ببیند. امام می آیند و می بینند که پسته و سوهان و چای جهت پذیرایی گذاشته اند. اعتراض می کنند و می گویند که مردم کشور عزیزمان ایران دارند تلاش می کنند و خون می دهند و حالا شما اینجا پسته می خورید؟ البته زندگى زن امام خیلی راحت بود یعنی از حیث زندگی یک زندگی راحت ای داشت ولی آن وقت همین که پسته گذاشته بودند، براى آن مهمان ها تعجب بر انگیز بود.

خانم امام می گویند این پسته ها را من نخریدم و از کشور عزیزمان ایران جهت من هدیه آوردند. من می توانم دو کار بکنم؛ یکی اینکه اینها را پشت بگذارم و خودم و فرزند هایم بخوریم، یکی اینکه شما میهمان هستید و جهت شما بیاورم و شما هم بخورید. من که نمی توانم اینها را دور بریزیم. این تظاهر است که بنده این پسته ها را قایم کنم جهت اینکه به شما ها برنخورد. زندگی ما همین است و اینها را هم جهت ما هدیه آورده اند و من می توانم در پستو بنشینم و پسته ها را با فرزند هایم بخورم. این صداقت و این عدم تظاهر را مردم فهمیدند. سومین عنصر، مساله دلیری امام بود. امام در نهایت دلیری بود. اینکه امام می فرمودند به عمرم از کسی نترسیدم، این یک حقیقت در زندگی ایشان بود.

ایشان هیچ وقت نترسید. در سال ۴۲ که اصلا کسی فکر نمی کرد این انقلاب پیروز شود، حركت خود را شروع مى كنند. از کسانی که در آن عرصه بودند، بپرسید که سال ۴۲ که سهل هست، سال ۵۵ هم کسی تصور نمی کردند که انقلاب به این زودی پیروز شود. حتی نزدیک ترین و فعال ترین آدم ها، خیال نمی کردند. امام، کسی بود که در قم احترام داشت و درس امام بنا بر اسناد ساواک، شلوغ ترین درس در میان درس های خارج بود. ۵۰۰ نفر آن وقت سر درس ایشان شرکت می کردند. احترامی داشت و رفت و آمد و بند و بساطی برقرار بود ولی همه اینها را کنار گذاشت چون احساس وظیفه کرد، ایستاد.

امروز جوانان ما خیال می کنند که امام همین امامی بود که هنگامی از هواپیما پایین آمد ۳، ۴ میلیون نفر به استقبالش رفتند و بعد از اينکه ۱۰ سال در نهايت عزت حکومت كردند (هرکس را که او اشاره می کرد، مردم رای می دادند. مردم اگر احساس می کردند تهِ قلب امام به کسی نزدیک است به او نزدیک می شدند) دار فانی را وداع گفت و ۷، ۸ میلیون نفر آمدند و پرشکوه ترین بدرقه تاریخ را رقم زدند. جوانان ما خیال نکنند که قصه این بوده است که از سال ۵۷ تا سال ۶۸ هست. امام هنگامی سال ۴۲ قيام كرد، در منزل ریختند و او را گرفتند و بردند. معلوم نبود چه بر سر امام می آید. بعد از اینکه برش گردانند، دوباره حرکت را شروع کرد و او را به ترکیه فرستادند. در ترکیه، تک و تنها با حاج آقا مصطفی بودند و هیچ خبری نبود.

از نجف امام را بیرون کردند درحالی که به اطرافیان خودشان هم نگفته بودند. درخواست کردند که به کویت بروند ولی با آن سیطره حکومت پهلوی جایی او را راه نمی داد. امام گفت من هرجا بتوانم حتی شده است فرودگاه به فرودگاه می روم و خبر خودم را به دنیا می رسانم. چه کسی خیال می کرد انقلاب پیروز می شود؟ این دلیری امام بود. چهارمین خصوصیت، وظیفه مداری امام بود. امام به وظیفه عمل می کرد. امام اهل تعقل بود و عاقلانه واکنش‌ می کرد ولی مصلحت جویانه واکنش‌ نمى كرد. تفاوت است بین عاقلانه واکنش‌ کردن و مصلحت جویی به معنای راحت طلبی. ما دو جور مصلحت طلبی داریم؛ یکی مصلحت طلبی که شما جهت رسیدن به آن هدف، راهت را عوض می کنی. اين مصلحت سنجى مطلوب است ولی گاهى ريشه مصلحت طلبى راحت طلبی هست. شما جهت اینکه به آسانی برسید، مصلحت سنجی کرده و سر جایت می نشینی. اینها شاخصه هایی بود که در امام بود و باعث شد قاطبه ملت پشت سر امام قرار بگیرند و این توان امام بود که توانست این کار را انجام دهد.

نقش و جایگاه اندیشه امام در شرایط امروز کشور را چگونه می بینید؟ اکنون اوضاع به چه صورت است و چه آسیب هایی این اندیشه را ترساندن می کند؟

ببینید! شکی نیست که جمهوری اسلامی بر پایه اندیشه های امام استوار شده است هست. شکی نیست مردم که به جمهوری اسلامی «آری» گفتند، به جمهوری اسلامیِ امام خمینی «آری» گفتند. از حیث اخلاقی، مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی، منوط به تبعیت از اندیشه های امام هست. اینکه می گویم از حیث اخلاقی، چون از حیث قانونی و حقوقی اینکه مردم چه غرضی داشتند و با چه انگیزه ای به جمهوری اسلامی رای دادند از حیث حقوقی ارزش ندارد و انگيزه از فعل در بعضى شرايط جدا می شود. از نظر حقوقى مردم بالاخره به جمهوری اسلامی «آری» گفتند و این هم قانون اساسی و مجلسش است.

لذا از حیث مشروعیت حقوقی، جمهوری اسلامی محقق شده است و طبعا امام هم رهبری بوده که توانسته افکار خودش را پیاده کند. ولی از حیث اخلاقی، یقینا مشروعیت جمهوری اسلامی منوط به امام هست. چون همه می دانند که مردم به آن حکومت مد نظر امام «آری» گفتند. اگر امام به جای جمهوری اسلامی، جمهوری دموکراتیک اسلامی هم می گفتند، همان رای را می آورد. لذا ما حقيقتا مدیون اندیشه امام هستیم. امروز غیر از یک سری صداهایی که در داخل جمهوری اسلامی کمرنگ بود و می گفتند که دوره امام تمام شده است و دیگر باید سراغ دوره تازه برویم، در داخل جمهوری اسلامی و در نگاه رسمی، ما شکی نداریم که همه پیرو اندیشه های امام هستند.

شخصیت اول نظام جمهوری اسلامی که رهبری معظم انقلاب باشد در تمام صحبت ها و در تمام جلسات، بر این مساله تاکید می کنند و این یکی از نکات خاص در سیره رفتاری مقام معظم رهبری هست. یعنی شما تمام سخنان رهبری معظم انقلاب را که بررسی کنید، می بینید بیشترین تاکید ایشان بر راه امام هست. همچنین سایر مسئولان ما از ابتدای انقلاب چه مرحوم آیت ا… هاشمی، چه بزرگان اصلاحات، چه جناب آقای احمدی نژاد، چه جناب آقای روحانی، همه اینها در سخنان علنی و کلام علنی خود، مدعی پیروی از راه و خط امام بوده اند و بالاتر به شما بگویم که اينها خودشان مدعی خط امام بودند. يعنى هم مدعى پيروى از خط بودند و هم مدعى خود خط امام بودند.

یعنی غیر از اینکه می گفتند ما پیرو امام هستیم، می گفتند که اتفاقا خط امام را ما هستیم که ترسیم می کنیم. ما می دانیم و ما می فهمیم و ما هستیم که به خط اصیل امام برگشته ایم. خط اصیل امام هم همان خط انقلاب بود. من این توصیه را گفته ام و اینجا هم تکرار می کنم؛ یک انقلاب ممکن است صورت بگیرد ولی درطول تاریخ بمیرد و تمام شود. ممکن بود انقلاب کشور عزیزمان ایران كه بر پایه یک خواسته هایی شکل گرفت، تمام شود و مبدل به جمهوری اسلامی شود و آن خواسته ها دیگر تمام شود و از بین برود. ما که مدعی هستیم که انقلاب ما هنوز زنده و باقی هست، معنايش این است که آرزوی بزرگ های انقلاب ما، امروز هم آرزوی بزرگ مردم ماست.

انقلاب ما بر پایه آرزوی بزرگ هايى استوار بوده هست؛ آزادی، استقلال، اسلام، عدالت. امروز از همه جوانان بپرسید آیا به نظر شما آزادی یک عنصر مطلوب است و ما باید به سمتش برویم یا نه؟ می گویند بله. لذا حرفم این است که آرزوی بزرگ های مهم انقلاب ما امروز هم مورد قبول قاطبه ملت کشور عزیزمان ایران هست. هرکدام از کاندیداهای ریاست جمهوری یا نمایندگان مجلس که می آیند حرف می زنند و صحبت می کنند بر همان آرزوی بزرگ ها تاکید می کنند و مردمی که در اجتماعات اینها شرکت می کنند اگر دم از آزادی، عدالت و مستضعفان می زدند همه و همه ریشه در همان آرزوی بزرگ هایی دارد که ملت کشور عزیزمان ایران در سال ۵۷ داشت. لذا من معتقد هستم که ما در حیطه رسمی هنوز خود را مدیون و مرهون راه امام می دانیم. ولی در حیطه عمل چقدر توانسته ایم که به آرزوی بزرگ های امام نزدیک شویم؟ من معتقد هستم که در بعضی از آرزوی بزرگ ها، گام های بسیار مهمی برداشته شده. در مساله استقلال گام های بسیار مهمی برداشته شده.

استقلال مثل اکسیژن در هوا می ماند. تا هنگامی هست، قدرش دانسته نمی شود. امروز اگر کسی كه در خیابان شعار می دهد، شعار استقلال نمی دهد از اين جهت است كه استقلال است و وجود دارد. ولی مردم سال ۵۷ به چه دلیل صحبت از استقلال می کردند؟ خوب است که مردم ما به این توجه کنند، یادشان بیاید و بدانند مردم که تابع شعار زید و عمرو و بکر نبودند که شعار استقلال می دادند. اگر واقعا خواسته ارزش نبود، نمی گفتند استقلال. می دانید به چه دلیل می گفتند؟ چون نداشتند و به وضوح می دیدند که کشورشان زیر یوغ استکبار است و هرچه آنها بگویند را عمل می کنند و هرچه آنها بخواهند را انجام مى دهند. اینکه می دیدند بالاترین مقامشان که شاه باشد در بیرون رفتن از کشور و برگشتن محتاج اجازه بوده است! توجه نکنید به حرف هایی که امروزه می زنند که فلانی این یا آن را گفت بلکه به وجدان عمومی مردم اعتماد کنیم. چه قدیم و چه جدید، به وجدان عمومی مردم اعتماد کنیم. مردم واقعا از نبود استقلال زحمت می بردند و ما در جمهوری اسلامی توانستیم گام های مثبتی در این زمینه برداریم.

مساله امنیت و حضور مردم در صحنه. امروز شاید انتقاداتی نسبت به اینکه شاید همگان نتوانند در انتخابات بیایند و کاندیدا شوند، وجود داشته باشد که حالا به نظرم؛ یک سری از اشتباهات شکلی هم داریم که باید روی آن توجه بشود و قانونا باید این مسائل را حل کنیم ولی حضور مردم را نادیده نگیرید. مردم در همین انتخابات اخیر بالای ۷۰ درصدشان آمدند و در انتخابات شرکت کردند. دشمن های ما از این عنوان ناامید شدند. من رصد کردم کسانی که با اصل نظام مخالف بودند در این انتخابات هم تلاش می کردند که مردم حضور پیدا نکنند و در این انتخابات هم انتخابات را تحریم کردند. ما این حضور مردم را به فال نیک بگیریم و قدرش را بدانیم. اینکه بالاخره تمام زندگی ما سر و کارش با صندوق رای بوده و کسی امروز این را منکر نیست.

شرایط منطقه ای که در آن هستیم را لحاظ کنیم. ما در منطقه ای هستیم که بعضی از کشورهای اطرافمان، در عمرشان انتخابات برگزار نکرده اند. ما در منطقه ای هستیم که در بعضى کشورهای کنار ما، اصلا هیچ حقی جهت زن قائل نیستند. ما در منطقه ای هستیم که در کشورهای اطراف ما، رفت و آمد با وحشت همراه هست. ما هیچ وقت مدعی نبودیم که به همه خواسته های خودمان رسیدیم. ما امروز مدعی نیستیم که جمهوری اسلامی هیچ مشکلی ندارد. ما الان مدعی نیستیم که يك حکومت اسلامی استاندارد و تمام عيار چه از حیث سیاسی و چه از حیث قضائی و چه از حیث اقتصادی هستیم. نه، فاصله داریم و مردم ما از خیلی از اتفاقات ناراضی و ناراحت اند ولی این هم کم لطفی و بی انصافی است که جوری بیان و صحبت کنیم که گویی همه چیز سیاه است و گويى عقبگرد داشته ایم و پیش نرفتیم. نخیر! بنده معتقد هستم در این ۴۰ سال که انقلاب شکل گرفته و ملت آمده اند ما به طور عادی دائما پیش رفته ایم.

ممکن است که سال هایی سرعتمان کم باشد یا بعضی وقت ها درجا بزنیم یا حتى یک وقت هایی در بعضی از مباحث عقب رفته باشیم ولی شما آمار بگیرید و به کسانی که یادشان رفته، یادآوری کنید که شرایط امروز ما با شرایط ۲۰، ۳۰ و ۴۰ سال پیش ما مساوی نیست. ما در همه زمینه ها پیشرفت کرده ایم. البته نارضایتی وجود دارد. ببینید! من خیلی راحت است که بگویم اوضاع بد است و مردم ناراحت اند و این چه وضع اقتصاد و قوه قضائیه است و این چه وضع نهادها و امنیت و سپاه و بسیج است؟ خب، انتقاد کردن که کاری ندارد. ما در جمهوری اسلامی همه رقیب هم در سیاه نمایی شده است ایم. و همین از حیث روانی جامعه را ناراضی می کند. من نمی گویم که ما نقد و انتقاد نکنیم.

بنده به جد اعتقاد دارم که باید کرسی های نقد را رها نکنیم. حزب ا… ، حزب الهی و نیروهای انقلابی نباید کرسی نقد را رها کنند. ولی این با سیاه نمایی متفاوت هست. سیاه نمایی مردم را ناراضی و ناامید می کند و جلوی پیشرفت را می گیرد. اگر جوان شما خیال کند که همه چیز سیاه است و همه درها بسته است و همه راه ها بن بست هست، امیدی جهت حرکت پیدا نمی کند. ما باید نسبت به اینها دغدغه داشته باشیم. لذا بیاییم قسمت های روشن را هم بگوییم ولو اینکه ممکن است کسانی هم خرده بگیرند که شما فکر می کنید همه چیز خوب و گل و بلبل است! هزینه هم داشته باشد ولی من این کار را می کنم. من معتقد هستم اوضاع ما با اینکه خیلی با مطلوب فاصله دارد ولی نسبت به جایگاه و شرایط امروز دنیا، وضعیتی است که رو به پیشرفت و صلاح هست. غربی ها خیلی از خودشان گل و بلبل نشان می دهند ولی هنگامی بحث کارتن خوابی مطرح می شود آيا كارتن خوابى و گدايى در اروپا نيست؟ هست.

به وفور هم هست. نه فقط از مهاجران، در خود اروپا هم به وفور كارتن خواب و گداى خيابانى است ولی شرایطشان را جهت ما که دنیا سوم می گویند، طوری نشان مى دهند که آنجابهشت برین است و ما در جهنم هفتم زندگی می کنیم، درحالی که ابدا اینطور نیست. البته شرایط ما با مطلوب خیلی فاصله دارد ولی دنیا هم با مطلوب خیلی فاصله دارد. ما هم از حیث اقتصادی و هم از حیث سیاسی و هم از حیث اجتماعی فریاد برمی آوریم که طلاق زیاد هست. ۱۹ درصد از ازدواج های ما به طلاق می انجامد.

خیلی خب، خیلی بد است که در جمهوری اسلامی که ما ادعای معنویت و خانواده داریم، ۱۹ درصد ازدواج ها به طلاق می انجامد ولی آیا آن کسی که می گوید ۱۹ درصد ازدواج ها در کشور عزیزمان ایران به طلاق منتهی می شود در فرانسه که ام القرای مطلوب غرب محسوب می شود، ببیند میزان طلاق چند درصد است؟ آیا ۶۰ درصد آمار طلاق در اروپا را دیده است؟ البته این ۱۹ درصد ما هم خیلی بد و فاجعه است و باید جلوی آن گرفته و برایش فکری شود که حتما در این میان مسائل اقتصادی و فرهنگی هم دخیل هست. تغییرات متفاوت اجتماعی حتما است ولی آیا ما باید همین طور بگوییم که اوضاع ما خیلی بد است و ۱۹ درصد طلاق داریم ولی ۶۰ درصد اروپا را نبینیم و بعد فکر کنیم که ما در جهنم هفتم و آنها در بهشت هفتم هستند! این از کجا نشات می گیرد؟ اینکه همه داریم گوی سبقت را در سیاه نمایی و خراب کردن کارهای جمهوری اسلامی از هم می ربایيم. جمهوری اسلامی به کلیتش چه در دوره زعامت امام و چه در دوره زعامت مقام معظم رهبری به پیش رفته ولی این به این معنا نیست که ما مسئله نداریم.

مردم ما امروز مشکل، مصیبت، فقر، بدهی و مسائل خانوادگی دارند. کارگران ما امروز مسئله دارند و اینها است ولی امید را از مردم نگیریم. بگوییم که ما داریم رو به جلو حرکت و پیشرفت می کنیم و انشاءا… اینها هم حل می شود و خودمان هم می دانیم و نمی گوییم که همه چیز گل و بلبل هست. از آن طرف هم عیبش را بگوییم ولی خوبی اش را هم بگوییم و مردم را نسبت به اصل نظام بدبین و ناراضی نکنیم. به نظرم یکی از مواردی که رهبری تنهاست در همین مساله هست. غالبا ایشان به تنهایی بار اینکه از اصل نظام دفاع کند را برعهده گرفته. جناح ها و گروه های ما همه، اوضاع را بد جلوه می دهند و بدی ها را پررنگ می کنند ولی فقط ایشان است که می فرمایند حرکت ما رو به جلوست و در حال پیشرفت هستیم. در این جهت به نظرم همه باید تلاش کنیم که امید را نهادینه کنیم. البته جهت شخصِ بنده خیلی ناراحت کننده است که بگویند نظامی که امام تاسیس کرد، اینطور است ولی این در درجه دوم اهميت قرار دارد.

کسی که دلش به حال وطن می سوزد، بايد بداند كه با سیاه نمایی امید را از مردم می گیرد و جامعه ای که امید به پیشرفت و عوض کردن و تحول نداشته باشد، به مرور وقت سست می شود و در جای خودش می نشیند و واقعا عقب می رود. شما (در روانشناسی ثابت شده است است) در خانواده خودتان هم اگر یک روزی همه بگویند ما می دانيم اوضاع بد و خراب است و خانواده درحال فروپاشی هست، همین هم می شود. اینها به نظر من درست نیست.

درواقع همین بحث ها به نوعی فاصله گرفتن از اندیشه های امام نیست؟ چون امام هیچ موقع نمی گفت که مسئولان در برابر هم بایستند. البته بر انتقاد تاکید داشتند و حتی راجع به مطبوعات هم که ایشان صحبت هایی دارد، هیچ موقع نمی گفت که مطبوعات انتقاد نکنند ولی با سیاه نمایی مخالف بود. الان مسئولان این کار را می کنند. یک موقع است که ازسوی بدنه اجتماع یا جامعه مدنی این اشتباه صورت می گیرد یک موقع از بالا. آیا این فاصله گرفتن از اندیشه امام نیست و با این عنوان باید چه کرد؟

همین كه در شما، در رسانه ها این دغدغه ایجاد شود که ما گاهی با واکنش‌ خودمان داریم به نظام و اصل پیشرفت کشور ضربه می زنیم. همین که این دغدغه ها گفته شود ولو ممکن است هزینه داشته باشد به مرور تاثير خواهد گذاشت. من اگر امروز انتقاد کنم، همه به به و چه چه می کنند. چه ضدانقلاب و چه انقلابی و چه حزب اللهی و چه اصولگرا و چه اصلاح طلب هر کسی از يك جهت احسنت می گوید. ولی اگر از کلیت نظام تعریف کنم همه به من نقد می کنند که عجب! تو این قدر فقر را ندیدی؟ پدری که نمی تواند حوائج فرزندش را برآورده کند و مسائل اقتصادی کمرش را شکسته ندیدی؟ تو این کارگران معدنی که بدون هیچ حقوقی در معدن جان باختند را ندیدی؟ ولی این را باید مرور کنیم و بگوییم ما خودمان هستیم که مسائل را می دانیم و خودمان هستیم که انتقاد کردیم و اوضاع موجود را بهتر از شما می دانیم ولی با همه این حرف ها معتقدیم که داریم به جلو می رویم. هر کدام از مردم کشور عزیزمان ایران زندگی خودشان را با ۳۰ سال پیش خودشان مقایسه کنند. ممکن است یک نفر ثروتمند بوده و ورشکست شده است و حالا بیچاره شده است باشد ولی مردم عادی و خانواده های ما، قدیم در یک خانه، چند خانواده زندگی می کردند؟ در هر اتاقی یک خانواده زندگی می کردند در منزل های قدیمی. اوضاع بهداشت و زندگی چطور بود؟ اگر سه تا خانواده بودند یک یخچال داشتند.

نه اینکه دهه ۶۰ را بگویم که شما دهه ۴۰ را هم با دهه ۶۰ بررسی کنید. امامیزان رضایتمندی ملت ما کم کردن پیدا کرده. اينجا هم جاى طرح یک بحث مهم جامعه شناختی و روانشناختی است که به چه دلیل با اینکه ما از حیث تمام آمارها پیشرفت کرده ایم. از حیث آمار اقتصادی نسبت به دهه ۶۰ پیشرفت کرده ایم. از حیث آمار اجتماعی پیشرفت کرده ایم. از حیث زندگی ها و میزان درآمد مردم پیشرفت کرده ایم. به چه دلیل مردم ما در دهه ۶۰ و دهه جنگ، راضی تر بودند نسبت به امروز؟ این یک بحث دانشگاهی و آکادمیک است و من اعتقاد دارم یکی از دلایلش همین مسابقه بر سر سیاه نمایی هاست.

درواقع الان بحث این شده است که ما گاهی جهت اینکه خودمان را معرفی کنیم به نوعی منافع ملی را خدشه دار می کنیم. همان که حضرتعالی فرمودید. این ایراد را باید از کجا برطرف کرد؟ همه مسئولان از عالی ترین مقام تا پایین ترین مقام که یک مدیرکل در شهری باشد همه می گویند ما در خط رهبری و امام هستیم و منافع ملی بر منافع شخصی ارجح است ولی در عمل این انجام نمی گیرد. الان که سالگرد رحلت حضرت امام است تاج های گل و نثار فاتحه است ولی امام هر لحظه می گویند که تبعیض و فاصله طبقاتی نباشد و شما منافع ملی و اسلام را در نظر بگیرید. بحث کوخ نشینی و کاخ نشینی و پاسداشت حقوق مردم که از تاکیدات ایشان است.درواقع بحث پایبندی به اندیشه امام در گفتار و عمل مسئولان فقط در تریبون هست. تناقض بین گفتار و عمل را بعد از این سال ها چگونه باید حل کنیم که این اعتمادی که هر لحظه نسبت به مردم داشتند و شما اشاره کردید که وقتى امام می گفتند مردم میلیونی بیرون می آمدند این نشان دهنده اعتماد است ولی الان خدشه دار شده است هست. چطور می توانیم اعتماد مورد نظر امام را به مردم و مسئولان بازگردانیم؟

اولا که به طور کلی فرمایش شما را قبول ندارم. اینکه همه مسئولان ما یا قاطبه ارزش فاصله گرفته باشند یا ما با همه آرزوی بزرگ ها فاصله گرفته باشیم یا در بحث تبعیض و اینکه آیا در همه جنبه ها تبعیض داریم یا نداریم را به کلیت قبول ندارم و معتقد هستم که در زمینه های بسیار زیادی پیشرفت کرده ایم. در همین بحث تبعیض امروز در انتخابات، می بینید که اقشار متفاوت مردم می آیند و از مدیر جمهورى گرفته تا شوراهای شهر شرکت می کنند و حضور دارند. ولی به طور کلی قبول دارم که ما با آرزوی بزرگ ها و اهداف اولیه انقلاب فاصله داریم. بله، قبول دارم که بعضی از مسئولان ما سخنشان و عملشان یکسان نیست.

اما به نظرم می رسد که حداقل در مسئولان مهم نظام، تقریبا خیلی از آنها را دیده و با آنها نشسته ام و صحبت کرده ام، در صحبت عمومی ام هم گفته ام که من زندگى خصوصى خیلی از مسئولان را می دانم و می بینم که زندگی بی آلایش و راحت ای دارند. اینطور که مردم خیال می کنند و بعضی ها القا می کنند که فساد و زندگی های آنچنانی و اشرافی دارند، نیست. البته بعضا وجود دارد ولی مسئولان مهم نظام اینطور نبودند و نیستند. از آن طرف هم ببینید ممکن است عقاید با هم دیگر تفاوت کند یکی اصالت را به عدالت اجتماعی بدهد و دیگری اصالت را به آزادی های فردی بدهد. یکی اصالت را به اقتصاد بدهد و یکی به فرهنگ بدهد.

یکی در راه های پیش روی خودش به سمت حل بحران های جهانی معطوف به کشور عزیزمان ایران برود و یکی از عدالت های کوچک و کوچه و خیابان شروع کند که اینها راه های مختلفی هست. ما در مورد راه ها داوری را به مردم وا می گذاریم. مردم خودشان می آیند و می شنوند و راه را گزینش می کنند. ولی علی ای حال، اینکه بگوییم همه اینطور هستند که حرفشان غیر از عملشان هست، اینطور نیست. حضور، اقدام و کارهایشان هم همه به نظرم قصد خیر داشته هست. اعتقاد دارم قاطبه مسئولان جمهوری اسلامی با قصد خیر و خدمت بوده اند. البته بعضی ها خیلی کم موفق شدند و بعضی هم خیلی موفق شدند. به نظرم به طور کلی اینطوری باید اشاره کنم.

البته بحث من زیاد بحث اندیشه های امام و خط امام بودن درعمل هست.

در عمل هم همین هست. اگر می گوییم آرزوی بزرگ های جمهوری اسلامی یعنی آرزوی بزرگ های امام و اگر می گویم که ما رسیده ایم به بعضی از آرزوی بزرگ ها مثل استقلال و امنیت یعنی به آرزوی بزرگ های امام رسیده ایم. ولی اگر می گویم بعضی از قانون گریزی ها وجود دارد يعنى به انديشه امام در اين ساحات عمل نشده هست. امام می فرمایند دو تا حکومت در تاریخ صد درصد مبتنی بر قانون بود. یکی حکومت پیغمبر و یکی حکومت علی و می فرمایند ما همه باید به قانون برگردیم.

خودشان هم می گویند اگر در شرایط بن بست های اول انقلاب و جنگ مسئولان آمدند و از من درخواست کردند بعضی کارها را انجام دهم که بن بست های قانونی ما رفع شود بعد از دوران جنگ همه باید به قانون برگردیم و حکومت را حکومت قانونی بکنیم. ما کسی فراتر از قانون نداریم. همه ارگان های ما طبق قانون هست. هنگامی می گویم ما به سمت آرزوی بزرگ های جمهوری اسلامی قدم هایی برداشته ایم یعنی در حیطه آرزوی بزرگ های امام هم قدم هایی برداشته ایم.

دغدغه ها و نگرانی های امام را اگر بخواهید الان به ترتيب اهمیت بگویید واقعا جهت آینده پیشرفت جمهوری اسلامی دغدغه امام کدام است؟

گفتم که انقلاب ما زنده هست. انقلاب ما هنوز که هنوز است زنده است و معنا کردم و گفتم زنده بودن یک انقلاب به این است که اهداف و آرزوی بزرگ های آن انقلاب، اهداف و آرزوی بزرگ های نسل های بعد هم باشد. اگر فرض کنید آرزوی بزرگ انقلاب ما این بود که همه در منزل های اندازه هم زندگی کنند، می گفتیم که آن انقلاب مُرده هست. چراکه امروز قاطبه ملت این را قبول ندارد و می گوید هرکسی بالاخره توان، کار و زندگی خودش را دارد. یکی دوتا و دیگری سه تا فرزند دارد. ولی هنگامی به آرزوی بزرگ های انقلاب خودمان نگاه می کنیم، مى بينيم هر کسی در این نظام رای آورده و هرکسی بخواهد رای بیاورد باید به همان آرزوی بزرگ ها برگردد و از آزادی بگوید.

باید از استقلال، امنیت، عدالت، ظلم ستیزی و رفع تبعیض بگوید. این نشان می دهد که انقلاب ما هنوز زنده است و همچنین نشان می دهد که انقلاب ما هنوز به هدف مهم خودش نرسیده هست. لذا اگر امروز در محضر امام هم باشیم، امام هم دغدغه هایشان همان دغدغه های انقلاب خودشان هست. همان دغدغه هایی است که از ابتدا داشتند. اگر امروز امام بیایند از فساد فریاد خواهند زد. اگر امروز بیایند باز هم ندای آزادی سر خواهند داد. اگر امروز بیایند باز هم مردم را به وحدت کلمه و ایمان به خدا فرا می خوانند. اگر امروز بیایند باز به دولتمردان ما می گویند که هوشیار باشید و هوای مستضعفین را داشته باشید.

مستضعفین در برابر مستکبرین. ما اگر مسئله داریم می گوییم استکبار و استضعاف نباشد. امام اگر امروز هم باشد می گوید که حواستان به دنیاطلب ها باشد. من تاکید می کنم اسلام با ثروت مخالف نیست. اسلام با پولدار جماعت مخالف نیست. کمونیست ها هستند که مخالفند (البته خودشان معتقدند که ما مخالفتی نداریم بلکه می خواهیم همه ثروتمند باشند) اسلام حضرت خدیجه ای دارد که همسر پیغمبر و از عالی ترین مقامات اسلام است و ثروتمند و زن و اهل کار، اشتغال و حضور در اجتماع است.

پس اسلام با ثروت مخالف نیست ما با دنیاطلبی و فساد مخالف هستیم. کسانی که دنیاطلب هستند یعنی همّشان دنیایشان هست. امیرالمومنین صفاتی جهت اینها می شمارد که به درد یک دولتمرد می خورد و امام هم اگر امروز بود همین ها را مى فرمود. دنیاطلبان کسانی هستند که در دوره سختی پای شما نمی مانند. هرجا منفعتشان اقتضا کند، هستند. «الاخاء في الشده و الرخاء» دوستی در سختی و آسانی باهم هست. ولی کسی که دنیاطلب است در اوضاع خوب است ولی هنگامی شرایطتان به هم بخورد، نیست. دنیاطلب بیش از همه نسبت به حکومت طلبکار هست. دنیاطلب بیش از همه ناسپاس هست. حواسمان باشد در ساختار حکومت مال دار اشکالی ندارد بلکه مال پرست اشکال دارد. ثروتمند اشکالی ندارد، مفسد اشکال دارد. مال دوست اشکال دارد.

مساله بعدی، در مورد رهبران جامعه اسلامی است که باید در حد میانگین اجتماع زندگی کنند. بله، امکاناتشان زیادتر هست. طبعا کسی که حاکم است دستش بازتر است و عرفا هم می تواند اموال بیشتری داشته باشد و بهتر زندگی کند ولی رهبران جامعه اسلامى باید سطح زندگی ارزش را کنترل کنند. امام سطح زندگی ارزش را کنترل می کردند. شاید مردم ما ندانند که امام اگر می دیدند چراغی را که سوخته، عوض کرده اند و یک چراغ بهتر گذاشته اند، می گفتند که به چه دلیل عوض کرده اید؟ شاید مردم ما ندانند، امام خرج زندگی شخصی ارزش را هفته به هفته چک می کردند.

یک هفته زیاد شده است بود پرسیدند که به چه دلیل خرج زندگی من این هفته زیاد شده است است؟ مردم جهت امام صندوق صندوق طلا هدیه می فرستادند که نه وجوهات است و نه خمس و نه زکات و نه خرج خاصی و نه جهت جبهه بلکه جهت شخص امام. هدیه، طیب و طاهر. یک پیرزنی از اصفهان یا مردی از کردستان که جهت امام هدیه می فرستادند. امام با آن اموال می توانستند عالی ترین زندگی را جهت خودشان درست کنند. ولی خودشان را کنترل می کردند. نسبت به دمپایی ارزش حساس بودند. نسبت به برقی که در منزل ارزش روشن بود، حساس بودند. نسبت به رفت و آمدشان حساس بودند و می گفتند اگر قرار است این طرف و آن طرف بروم و خرجی بر بیت المال بیاید و نفع آنچنانی نیاید، نمی روم.

نسبت به تک تک دارایی هایشان؛ لباس هایشان از اول معلوم بود که دو، سه تا لباس داشتند و همین ها را می شستند و می پوشیدند. این در زندگی شخصی ارزش و در زندگی عمومی ارزش هم همینطور و مسئولان ما و مسئولان آن وقت هم همینطور بودند. راحت زیستی به این معنا که مسئول هرچه قدر مقامش بالاتر می رود باید کنترلش زیاد باشد. ما نمی گوییم که مال ندارید. دارید، مال حلال هم دارید ولی باید هوشیار باشید. مسئول باید در حیطه قشر میانگین جامعه زندگی کند. دارایی اش هم زیاد باشد باید خودش را کنترل کند. یک وقت کسی است که مال دارد و دلش می خواهد که منزل خوبی بخرد که نوش جانش.

اما کسی که مسئول است مردم از او توقع دارند. ما روحانیت هم همین طوریم. ممکن است کسی به من روحانی یک عالمه پول هم بدهد ولی من باید مواظبت و کنترل کنم چون مردم از من توقع دیگری دارند. لذا امروز اگر امام بود حرف هایشان همان بود. اگر امروز امام بود فریاد آزادی سر می داد که مردم راحت بتوانند حرفشان را بزنند و راحت تر از این بتوانند حرفشان را بزنند.

اگر امام امروز بود همان فریادهایی که در سال ۵۷ زد و مردم را پشت سر خودش بسیج کرد، می زد و مردم را بسیج می کرد. امروز هم الحمدالله کلیت نظام جمهوری اسلامی خودش را وابسته به همان آرزوی بزرگ ها می داند. فساد هست، فسادهای زیاد است که باعث سرافکندگی است ولی در مجموع که نگاه کنید اعتقاد دارم که کارنامه ما، کارنامه نظام جمهوری اسلامی، کارنامه مقبولی است و ان شاءا… بهتر و جلوتر هم خواهد رفت.

به بحث فساد اشاره فرمودید که زیاد است و من اعتقاد دارم که باز به خاطر این است که مسئولان ما از اندیشه امام فاصله گرفته اند وگرنه منِ مسئول باید بدانم که به هر حال تا یک حدی می توانم ثروت داشته باشم و به خاطر جایگاهم تا حدی می توانم اعتبار مالی داشته باشم و فامیل و دوستانم را بیاورم. ولی هنگامی نگاه می کنیم می بینیم که همه دم از این می زنند و تلاش هم در این زمینه شده است است و شاید در ریل خوبی هم قرار گرفته باشیم ولی فساد اقتصادی را مردم پرسش دارند. به چه دلیل آنقدر فساد اقتصادی زیاد است؟ اگر می گوییم که حامی مستضعفان هستیم با این فسادها همخوانی ندارد ؛ این تبعیض ها چیست؟

یقینا نمی خواند و ما باید بررسی کنیم که چه شد که این فسادها شکل گرفت؟ هم آسیب شناسی کنیم و هم اینکه نباید به صرف عدالت افراد بسنده کنیم. این خیلی مهم هست. دنیا در این مسیر پیش رفته. ما می گوییم که مسئول باید عادل باشد و عدالت داشته باشد. آیا صرف اینکه این آقا عادل است و حقیقتا هم ۲۰ سال با او بوده ایم که نمازش اول وقت و روزه اش همیشگی بوده است و همه چیزش درست و خمس و زکاتش را می داد، آیا علت می شود که من بدون نظارت و قانون، ده ها و صدها و هزاران میلیارد پول مردم را در اختیارش قرار دهم که هرکاری خواست بکند؟ دنیا، در این مسیر فکر کرده و جلو رفته است.

ما باید با وضع قانون از تحقق فساد پیشگیری کنیم. با قانون باید پیشگیری کنیم. معنا ندارد که شما پولی را به کسی بدهید و قانون و ناظر و بازرس جهت آن وجود نداشته باشد. شما بدانید که ریشه تمام فسادها، مسئله قانونی هست. شخص، گمراه شده است و اشتباه کرده و چه بسا خودش هم نفهمیده. بعضی از این فسادها را که پیگیری می کنید، می بینید که دست مسئول بانکی رسیده که خود مسئول شعبه بانک نفهمیده که دارد چه کار می کند. چون فهمیده اند این آدم از حیث فهم و شعور و دانایی پایین است و او را دور زده اند. اینکه در حکومت خودمان می بینیم فسادهای سرسام آور شکل گرفته، به خاطر فقر قانونی است.

باید در مبارزه با فساد، افراط و شعار و داد و بیداد را کنار بگذاریم و عمل بکنیم و در این رابطه ببینیم که دنیا چه کرده که جلوی فساد را گرفته. دنیا چه کرده و ما به چه دلیل نتوانسته ایم؟ و با راهکارهای قانونی و وضع قوانین ضدفساد جلوی فساد را بگیریم. اینها کارهای تخصصی برمی دارد و کار منِ آخوند عمامه به سر نیست. من فقط می توانم بگویم که اسلام گفته است ایهاالناس مال مردم، مثل آتش در دست شما می ماند، مراقب باشید. ایهاالناس حواستان باشد و من می توانم این را بگویم ولی راهکارهای اجرایی اش هزار تا سوراخ و سنبه دارد که به عقل من نمی رسد. ما باید در زمینه مبارزه با فساد کار را به کاردان بدهیم و قوانین را درست تصویب کرده و برخورد کنیم.

شفافیت هم در این میان موثر هست.

همه مواردی که گفته شده؛ شفافیت اقتصادی، جلوگیری از قاچاق و مواردی که همه مردم بلد هستند اما«رَحِمَ ا… امْرءً عَرَفَ قَدْرَهُ وَلَمْ يَتَعَدَّ طَوْرَهُ»، راهکارهای علمی را رها کرده ایم. شما که می خواهید یک پُل بسازید به من نمی دهید که بسازم و من خودم هم قبول نمی کنم. چراکه چیزی است که قرار است ساخته شود و ماشین از روی آن رد شود. بنده بگویم چهار تا آجر را بگذار نخستین ماشین که رد شود، می ریزد. ولی اموری که کمّی نیست، یک بازخورد دودوتا چهارتای ریاضی هم ندارد. هرکسی هیچ چیز هم بلد نباشد را می توانید آنجا بگذارید. به عنوان نمونه شما در اداره با فساد مبارزه کن! ولی اینها هم راه و روش و دودوتا چهارتا دارد و مقابله با اینها هم روش خاص خودش را دارد. امروز از هنگامی که شوک سه هزار میلیارد تومان آمد تا امروز همه جا شعار فساد فساد بلند بوده هست. مردم دیگر از حرف و شعار فساد خسته شده است اند.

دیگر گوش نمی کنند. من خودم از قبل از سه هزار میلیارد هرجا که صحبت داشتم یکی از تاکیداتم بر همین مساله فساد بود. ولی الان دیگر جواب مردم، پوزخند هست. بالاخره شما یک حکومت هستید. ۵ سال یک فاجعه را به عنوان ساختارهای فسادزا شناسایی کرده اید. بالاخره یک بار، دوبار فریاد می زنید و مردم می گویند احسنت و پشتتان هستند. ولی هنگامی ۱۰ سال قرار است همینطور از فساد بگویید و هیچ کاری نمی کنید این دیگر نشان از ناتوانی شماست. دیگر نباید از فساد دم بزنید بلکه باید مثل ما پایین بنشینید و یک عده دیگر که بلد هستند آنها کار را انجام دهند.

ما شعارزده شده است ایم و متاسفانه مباحث را که مطرح می کنیم، شروع به بزرگنمایی و شعاردادن می کنیم و دیگر از شعار خسته می شویم و مردم هم خسته می شوند و دیگر کنارش می گذاریم و فاسدان هم کار خودشان را انجام می دهند. لذا در کل باید از شعار کم کرده و به عمل بیفزاییم. بپذیریم که حکومت تشکیل داده ایم. یک سری از لوازم، لوازم حکومت هست. یک هنگامی می گوییم حکومت جمهوری اسلامی. جمهوریت یک معنا و اسلام یک معنایی دارد ولی حکومت هم یک لوازمی دارد.

اینکه من می گویم انقلاب ملت ایران، براى آب و نان نبود به این معنا نیست که اگر شما حکومت تشکیل دادید باز هم وظیفه آب و نان مردم را ندارید. حکومت محمدرضا پهلوی هم که باشد همین آب و نان را باید تامین کند. شمر هم حکومت تشکیل دهد، آب و نان را باید تامین کند. ما باید بپذیریم که ما حکومت هستیم و ما باید حل کنیم چون کس دیگرى نیست که بخواهد حل کند. ولی شعار پشت شعار و حرف پشت حرف و اعلام همیشگی و وعده مقابله با آن و بعد از سه هزار میلیارد به هشت هزار برسیم و از هشت تا به ۱۲ هزار میلیارد برسیم و بعد هم دروغ و راست قاطی شده. اينها قابل تحمل نيست.

روحانيت يك عمر در منابر براى مردم خوانده است که امیرالمومنین فرمان داد که قلم ها را نازک کنید. (چون قلم را در دوات می زدند و می نوشتند)، گفت که قلم ها را نازک کنید، فاصله خط ها را کم کنید. این حکومتی است که ما خبرش را دادیم و بعد ما در زندگی امام می دیدیم. امام نوشته های خود را کنار روزنامه می نوشتند و به دفترشان می دادند. بالاخره اینها مشکلاتی است که با آن روبه رو هستیم و مردم دیگر از اینکه بخواهم بگویم فساد اینطور و آنطور هست، خسته شده است اند. دیگر اگر مردم عمل نبینند حق دارند که عصبانی و معترض شوند و به بی کفایتی مسئولان ارزش حكم كنند.

اما پاسخگو هم نیستند. بالاخره باید یکی این مسئله را بپذیرد. یکی از اصول امام همان پاسخگویی مسئولان به مردم هست.

بالاخره همین است و باید بیایند و مقابله کنند و به مردم خبر دهند. البته من خبر دارم که بعد از شوک های فساد اقتصادی که به وجود آمد که از بی نظمی و بی تدبیری بعضی از مسئولان بوده هست، امروز دیگر راه ها بسته شده است و شما یقین بدانید و من احتمال بسیار می دهم که دیگر شاهد آن فسادها نخواهیم بود و فسادها به طور بسیار زیادی کم خواهد شد.

حاج آقا! در بحث حضور زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی نمونه هایی را از امام سراغ داریم. نمونه: خبر معروفشان به گورباچف که زن دباغ و آیت ا… جوادی آملی بردند و حضور زن دباغ در مدیریت های آن زمان، ناشی از همین نگاه ایشان هست. نگاه امام نسبت به مدیریت زنان چطور بود و الان فکر می کنید که در کابینه دولت دوازدهم باید زن وزیر حضور داشته باشد؟

ببینید! در مساله حضور زنان از حضرت خدیجه(س)نام بردم. حضرت خدیجه زنی بود که کسی نمی تواند کوچک ترین توصیه ای را به دامان شریف ایشان واصل کند. الگوی یک زن مسلمان بود. صرفا از نظر امام در مورد زنان نگویید بلکه عمل امام را ببینید. پیش از انقلاب چه کسی بود که فرمان داد زنان هم در خیابان بریزند؟ آیا این با آن نگاهی که می گوید زن در منزل و پشت در باشد، سازگار است؟ چه کسی بود که گفت زن ها در خیابان بریزند؟ چه کسی بود که گفت زن ها باید توان دفاعی پیدا کنند و در جبهه ها بجنگند؟ استدلال هم داشتند. ما در فقه خودمان می گوییم جهاد دفاعی بر مرد و زن واجب هست. یعنی اگر دشمنی حمله کرد و خواستید دفاع کنید زن نمی تواند بگوید «لاجهاد على المرأة»؛ همه علما اتفاق دارند که جهاد دفاعی بر زن هم واجب است و زن هم باید دفاع کند.

حالا امام پرسیدند و گفتند چطور ما می گوییم بر زن جهاد دفاعى واجب هست، درحالی که یک عمر در منزل باشد و چیزی بلد نباشد؟ اگر شما از اول او را در منزل نگه دارید و فردا که اتفاقی افتاد بگویید برو دفاع كن، چگونه دفاع کند؟ گفتند که زن باید بیاید و دفاع را یاد بگیرد ولی با رعایت موازین شرعی. به گفته امام تمام مقصد ما اسلام هست. موازین شرعی رعایت بشود و موازین شرعی هم منعی از این مطلب نمی گذارد. ولی ببینید! نگاه به زن در طول تاریخ عوض کردن کرده و هنوز که هنوز است ما به یک حد مستقری نرسیده ایم.

شما ببینید اروپا کی به زنان خود حق رای داد؟ آمریکا کی به زنانش حق رای داد؟ این تغییرات همیشگی بوده و است و به تعبیر یکی از بزرگان که فرمودند اینکه زنان بنشینند تا مردان حقشان را به آنها بدهند، کارشان را به عقب می اندازد. خودشان متعهدانه، متدینانه باید در عرصه ها حاضر شده است و خودشان را اثبات کنند و ان شاءا… پیش بروند. بالاخره زنان جامعه امروز آگاه هستند و دانشگاه رفته اند. ما بعضی از کارهایمان با بعضی از کارهایمان نمی سازد. اگر قرار است زن در منزل باشد بعد به چه دلیل راه را جهت اینکه به دانشگاه برود، باز می کنیم؟ حرف من این است که ما تناقضاتی داریم. از اول باید تکلیفمان را روشن کنیم.

اگر قرار است به زن پُست ندهیم و کار نکند و شغل نداشته باشد و در منزل باشد از اول نگذاریم که از ۱۸ سالگی به دانشگاه برود و رشته مهندسی و فنی درس بخواند که در ازدواجش هم ۴، ۵ سال تاخیر بیفتد و آخر سر هم هرجا برود بگویند که به زن کار نمی دهیم و برو منزل فرزند داری ات را بکن! آن وقت از هر دوتایش می مانیم. اگر قرار است به زنان کار ندهیم خب از اول نگذاریم به دانشگاه برود. ولی اگر قرار است کار بدهیم و بگوييم خوب است به دانشگاه برود. بايد بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی فکری به حالش بکنیم. ولی از همه جهات با مسئله روبه رو هستیم. این هم شایسته نیست که زنان و دخترانمان را در یک فضای فاسد بفرستیم. بالاخره از بعضی موارد مطلع هستیم و باید نسبت به اینها دغدغه داشته باشیم.

مردم هم نسبت به این مساله دغدغه دارند. خود یک پدر، شوهر و خود یک زن. بعضی از زنان مجبور هستند که در بعضی از فضاها کار کنند. امروز يكى از دغدغه های دنیای غرب این است که به زن ها ظلم می شود و از آنها سوءاستفاده می شود. باید از اول راهی که غرب رفت و حالا در پی اصلاح آن است را نرويم. ما که داریم می بینیم، بعد از اول اصلاح شده است جلو برویم وتجربه های غرب را پیش چشم خودمان داشته باشیم. امروز من می دانم بعضی از زنان اجبارا در محوطه و محیطی کار می کنند که به آنها ظلم شده است و از آنها بهره برداری های غلط می شود. این را هم خود زنان باید دغدغه داشته باشند. بالاخره اسلام، حدودی را میان زن و مرد قرار داده. ما معتقد هستیم که زنان در انقلاب بودند، هستند و خواهند بود.

در تمام کشور باید از آنها استفاده شود ولی نه با نگاه لاابالی غربی. ما عقیده مان این است که خود زنان زحمت می برند ونمی پذیرند. حالا اگر کسی خواست، خواست خودش است و ما کاری نداریم. ولی کسانی که برنامه ریزی می کنند اولا باید سازوکار تصمیم گیري ارزش واحد باشد و بالاخره به یک تصمیمی برسیم که به آن تناقضی که گفتم، نخوریم. مراقب هم باشیم که يك وقت با مسائل دیگری روبه رو نشویم.

درواقع امام هم با تفکیک جنسیتی مخالف بود.

ببینید! در وقت امام والده ما به دانشگاه رفتند و درس خواندند. امام یک مرجع تقلید بود. یک انسانی که کسی در تدین او هیچ شبهه ای ندارد. کسی در غیرتش هیچ شبهه ای ندارد. امام خیلی غیرت دینی داشت. دختر امام زن مصطفوی، جمعیت زنان جمهوری اسلامی را به عنوان حزب تاسیس می کنند. کاملا فعالیت می کند، گروه تشکیل می دهد، آدم جمع می کند، صحبت می گذارند و جلسه برگزار می کنند. والده من به دانشگاه می روند و درس می خوانند و بقیه دختران خانواده امام هم می رفتند و درس می خواندند ولی با همه این حرف ها امام می گفتند پسری که بالغ شده است در جلسه ای که دختران پیش من نشسته اند، وارد نشود.

یعنی مرز هم بود. فرزند ها که بالغ می شدند می گفت دختران که می آیند شما دیگر نیایید چون اینها می خواهند راحت باشند. ولی از آن طرف همین دختران همه آزاد بودند که به دانشگاه بروند و فعالیت کنند و در خیابان ها بروند. قبل از انقلاب، تظاهرات می کردند. والده ما، فرزند به بغل در خیابان تظاهرات می کرده و می آمده. اصل قصه دیوارکشی به والده ما برمی گردد که به امام گفتند در کلاس ما حدفاصلی گذاشته اند و دیواری کشیده اند. امام می گویند که بیخود این کار را کردند. والده ما می گوید که صورت بدی دارد که اینطوری خط کشی کنند. امام پدر ما را می خواهد. به پدرم می گوید که بررسی کنيد و جلویش را بگیرید.

بعد از آن آيت ا… خامنه اى در نماز جمعه به این مطلب اشاره می کنند که ما مخالف دیوار کشیدن هستیم. ما نمی خواهیم در دانشگاه ها دیوار بکشیم. مساله این است که هنگامی امام را مدنظر قرار دهیم، امام در غایت عمل به وظایف شرعی بود. یعنی امام سر مساله شرعی با کسی کوتاه نمی آمد. این در خانواده بود، در بیرون از منزل بود، در نوشته هایشان هم هست. بعضی وقت ها که امام به مسئولان انذار می دهند می گویند نگذارید وظیفه شرعی جهت من ایجاد شود. می دانید که اگر وظیفه شرعی احساس کنم کوتاه نمی آیم ولو کل دنیا و تاریخ بر علیه من شوند. امام کسی نبود که به خاطر مصلحتی یک حکم خدا را کنار بگذارد بلکه سفت و محکم می ایستاد. یعنی واقعا به احکام ا… معتقد بود.

با این حال ببینید که در وقت خودِ امام، در برابر چشم امام و آگاهی امام و اجازه امام، دختر ایشان جمعیت تشکیل می دهد و کار سیاسی می کند. نوه های امام، عروس امام، دانشگاه می روند و می آیند و آزاد هستند. قبل از انقلاب جهت حضور در اجتماعات آزاد بودند. اینها همه در زندگی امام بود و هست. متاسفانه نسل جوان ما امام را نمی شناسد و ما نتوانستیم امام را به نسل جوان بشناسانیم. هرکسی گوشه ای از امام را گرفت و تبلیغ و بزرگ کرد. مردم بی باعث به کسی اعتماد نمی کنند. بی باعث به کسی علاقه نمی ورزند. الکی زیر پرچمی نمی روند. همان جوانانی که امروز میانسال هستند، همین ها، عاشق امام اند.

همین مسئولانی که شما به آنها رای دادید و امروز خیال می کنید دو سر یک راه هستند و یکی این طرف و دیگری آن طرف، هر دوی اینها، عاشق امام بودند و به امام علاقه می ورزیدند و باعشق امام را دوست داشتند. جوان امروز می گوید به چه دلیل و چی بود؟ ولی نمی تواند منکر این شود که پدرش عاشق امام بود و دوستش داشت. ما امام را نشناختیم و نتوانستیم آن سان که شایسته و بایسته بود امام را به نسل تازه خودمان معرفی کنیم. امام، پیشتاز بود و جلو می رفت. متحجر نبود و اگر روزی در تفسیر امام خواستیم متحجرانه حرف بزنیم، بدانیم این حرف امام نیست. امام پیشتاز بود و جلوی صف می رفت.

امام حرکت می کرد. امام مردم را در خیابان می کشاند. اگر بخواهیم جوری امام را تفسیر کنیم که مردم بروند در منزل هایشان بنشینند و عقبگرد کرده و متحجرانه واکنش‌ کنیم، بدانیم که اگر اسم امام را هم بگوییم ولی راه و رسم امام این نبود. امام همه را به حركت می کشید. کسی که زیر پرچم رهبری امام می رفت، خیال می کرد او دارد همه را با خودش بالا می برد. اینها مطالبی بود که باید تلاش کنیم و به نسل بعد انتقال کنیم. ان شاءا… .

همین امام نگاهش به خوش حالی جامعه و نشاط مردم هم بود. ولی الان یکی از دلنگرانی های مسئولين این است که ۷۰ درصد مردم دچار افسردگی اند. نبود این نشاط و این که بعضی دوست ندارند مردم خوش حالی داشته باشند با اندیشه امام چقدر فاصله دارد؟

ببینید! یک وقت می خواهیم خوش حالی را به صرف خنده، قهقهه، لهو و لعب معنا کنیم که این خوش حالی است و من هم منکر این نیستم که بعضی دوست دارند این طوری شاد باشند ولی این خوش حالی ها زودگذر هست. این خوش حالی نیست، خوش حالی در اثرگذاری است.

شادی معلول وجود هست. یعنی اثر. اگر کسی احساس کند دارد در عالَم اثر می گذارد، يا امید اثرگذاری در عالم داشته باشد، اين شاد هست. ولی اگر کسی احساس کند که منفعل است و دارد همین طور اثر می گیرد و بقیه برایش تعیین وظیفه کنند و او را این طرف و آن طرف می کشانند، ممکن است که با روانگردان هم قهقهه ای سر بدهد ولی آنی هست. ناامیدی و یأس خوش حالی را از جامعه می برد. نشاط، رهن این است که جامعه فکر کند دارد تاثیر می گذارد. اینکه امام مردم را فعال کرده بود، حقیقتا نیرو بود و همه را در صحنه آورده بود.

فضای انقلاب یک فضای پرتحرک و تاثیرگذار بود. من اگر احساس کنم صبح که از منزل بیرون می آیم در جامعه ام، در زندگی خودم، فرزندم وهمسرم، تاثیر می گذارم این یک نوع خوش حالی حقیقی هست. من اگر به حال یک فقیر و کودک کار گریه می کنم، این خوش حالی هست. گریه من به حال مستمندان و مستضعفان خوش حالی است و غم و گریه نیست. و آن قهقهه هایی که از قرص و افیون می آید، عین ناکامی و ناراحتی و غم هست. لذا راه حل همین هست. شما می بینید شور و نشاط را در ایام انتخابات. در همه جبهه ها، در همه این تجمعات خیلی مهم بود.

حاج آقا! الان آنچه که من خودم به عنوان یک خبرنگار در جامعه می بینم، متاسفانه حتی در مجامع عمومی ما که متعلق به بیت المال و نظام جمهوری اسلامی هست، آرام آرام می بینیم که تصویر حضرت امام هم آنچنان که باید باشد نیست. در همین قم، قبلا وارد قم که می شدیم، تمثال حضرت امام را در کوى و برزن می دیدیم ولی الان که نگاه می کنیم اینها تحت تاثیر قرار گرفته. درواقع می خواهم یک انتقاد به کسانی که خط امامی و در مسند هستند، بکنم. بعضا مدیر جمهور، وزیر، معاون اول هستند ولی این واقعا دغدغه خودم شده است است که می بینم تصویر حضرت امام به عنوان یک نماد و بنیانگذار که هر لحظه باید در سردر موسسات و ادارات بدرخشد کمرنگ شده است هست. واقعا وظیفه ما چیست؟ اگر بخواهیم اینها را رسانه ای کنیم شاید ظاهر خوبی نداشته باشد. شما راهکاری بفرمایید؛ چه توصیه ای دارید که ضمن اینکه پایبند به اصل و رسم حضرت امام به عنوان اندیشه برتر و متعالی و خدامحور و وظیفه مدار هستیم، حتی در ظاهر و شکل هم یاد امام هر لحظه در اذهان و در منظر عمومی باشد؟

حالا که از حیث تصویر ممکن است یک هنگامی کمرنگ یا کمرنگ تر شده است باشد ولی به طور کلی من این مساله را الان بحرانی نمی دانم. خصوصا با تاکیداتی که همه جریان ها دارند نسبت به اینکه ما پیرو راه امام و اندیشه امام هستیم، این را یک مساله بحرانی نمی دانم. ولی ذکر امام، امروز راه اصلاح جامعه هست. استمرار نظام بدون نام امام ممکن نیست.

باید تلاش کنیم اسم امام را زنده نگه داریم تا روش امام را هم زنده نگه داریم. شخص امام حسین(ع)برای ما اهمیت دارد ولی مهم تر از آن مکتب حسین(ع) هست. ولی مکتب حسین(ع) را اگر بخواهیم نگه داریم باید نام حسین(ع) را هم زنده نگه داریم. امام هم که یک پیرو بود و پرچم ائمه را در قرن اخیر برداشته، ما جهت اینکه راه او را استمرار دهیم، باید پرچم داشته باشیم که همان نام امام هست. همان طورکه رهبری فرمودند: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای دنیا شناخته شده است نیست». امروز الحمدالله گام های خیلی خوبی برداشته ایم و مسیرهای خیلی خوبی را طی کرده ایم و اگر اتحاد خودمان را حفظ کنیم در کنار هم و همه با هم نام امام را به عنوان پرچم عقیده خودمان قرار دهیم، ان شاءا… بهتر از این است که بخواهیم صرفا دغدغه تصویر داشته باشیم. بالاخره ممکن است بعضی کلا با تصویر گذاشتن مخالف باشند و بگویند که تصویر لزومی ندارد. علی ای حال آنچه مهم هست، راه است و در مورد تصویر هم مردم غیر از نهادها و ارگان ها، تصویر امام را در قلب خود دارند و به نام امام علاقه دارند. ما هرجا که می رویم و هر سفری که می رویم با محبت های عجیب و غریب مردم مواجه می شویم.

خودمان می دانیم که ما کسی نیستیم و کوچک تر از این حرف ها هستیم و این علاقه مردم محبت به امام هست. ان شاءا… که بتوانیم راه و خط امام را بشناسیم و استمرار دهیم. ان شاءا… همان ایمان و وحدت کلمه ای که در ابتدای انقلاب بود باز هم دست ما را بگیرد و پیش برویم.

حضرت امام می فرمایند «میزان، رای ملت است»، ولی بعضی از همین ها که مدافع امام و اندیشه هایش هستند، رای را تفکیک می کنند. آیا نگاه امام به رای مردم فقط جهت نظام مقبولیت بود؟

ببینید! چند تا از این مسائل است که باعث شد بحث اجتهاد در اندیشه امام مطرح شود. این موضوعات، مباحث نظری هست. اگر من هم اینجا اظهار نظر کنم، به عنوان یک نظر خواهد بود، چون امام به صراحت این گزاره را که مشروعیت است یا مقبولیت هست، در کلام خودشان نداشتند. دو گروه که هر دو هم به اندیشه های امام وفادار و معتقد هستند، در این مساله بحث کردند. فقط هم این مساله نیست، بلکه مسائل دیگری هم هست، مثل مساله جایگاه شورای نگهبان، مساله خود اصل جمهوریت نظام و انتخابات؛ خیلی ها آمدند و راجع به اینها بحث کردند. اینها زیرمجموعه همان بحث اجتهاد در اندیشه امام است.

اجتهاد در اندیشه امام می گوید امام، منحصر به یک جریان نیست. آثار و صحیفه امام موجود هست، هرکس طبق متد اجتهاد بیاید و ورود پیدا کند، نظر او به عنوان یک نظر در کنار دیگر نظرات باید پذیرفته شود. موسسه تنظیم و نشر آثار امام وظایف خاص خودش را دارد؛ باید بگوید این متن دروغ یا از امام نیست. ولی اگر كسى بررسی کرد و عبارت های امام را کنار هم گذاشت و گفت رای مردم مقبولیت نظام را می آورد، شما نمی توانید از منِ علی خمینی بپرسيد که آیا امام این را می گوید یا نه؛ او اجتهاد کرده و اجتهادش باید در متد اجتهاد بررسی شود.

من هم اجتهاد خاص خودم را باید داشته باشم. من هم حرف خاص خودم را باید داشته باشم و کسان دیگر هم همین طور. این مساله ای که شما مطرح کردید، یک بحث نظری هست. ممکن است لوازمی هم داشته باشد. هنگامی به حيطه لوازم می آید، بحث عملی و سیاست مطرح می شود که آن راه های مختلفی هست. مردم می آیند، گزینش می کنند، حرف می زنند و کارشناسان بحث می کنند ولی این همان زیرمجموعه اجتهاد در اندیشه امام است که بحث بسیار مهمی است و آن هم می طلبد که وقت دیگری مفصل با هم بحث کنیم.

در اینترنت به اسم حضرتعالی کانال هایی هست؛ آیا اینها رسمیت دارند یا ندارند؟

من به شخصه هیچ فعالیتی در اینترنت ندارم؛ نه به این معنا که اینترنت را نگاه نمی کنم که در حد خودم مثل بقیه کسانی که امروز در جامعه زندگی می کنند، نمی توانم بگویم که با اینترنت قهرم و نمی بینم؛ به ويژه اینستاگرام و خبر رسان تلگرام را نگاه و دنبال می کنم، ولی خودم به عنوان خودم هیچ صفحه و فعالیتی ندارم. می دانم که صفحه های مختلفی هم به نام بنده درست شده است که باز تا آنجا که من خبر دارم، خودشان هم مدعی نیستند که بنده اداره می کنم. به هیچ کس هم توصیه نکرده ام که این فعالیت ها را به نام من انجام دهد. فلذا مطالبی هم که گذاشته می شود، اگر کسی جایی به نام بنده مطلبی گذاشته باشد، اصلا درست نیست.

اخبار سبیاسی – آرمان

واژه های کلیدی: ریاست جمهوری | جامعه اسلامی | از اینکه در | انقلاب | انقلابی | زندگی | اسلامی | اخبار سیاسی و اجتماعی

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

اشتراک گذاری مطلب

ثبت سفارش از طریق تلگرام و پرداخت در محل

ثبت سفارش از طریق تلگرام و پرداخت در محل

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
?>